به شبكه اطلاع‌رساني كارفرمايان ايران خوش آمديد!

پيشنهاد «تجديدنظر»

11 شهريور 1391

از مجموعه‌ي پيشنهادهاي پارلماني، فقط پيشنهاد «تجديدنظر» است كه منشاء آمريكايي دارد. اين پيشنهاد «اكثريت يك مجمع را قادر مي‌سازد، تحت يك زمان محدود و بدون اخطار، يك پيشنهاد را كه پيشتر رأي آورده براي بررسي بيشتر مرجوع كند. هدف از تجديد ‌نظر در يك رأي، دادن اجازه‌ي تصحيح يك اقدام عجولانه، نامعقول،‌ يا غلط،‌ يا به حساب آوردن اطلاعات اضافي يا وضعيت تغيير كرده است كه پس از اخذ رأي ايجاد شده است». با احتساب اين پيشنهاد است كه بازي عرف پارلماني، بسيار پيچيده‌تر و بسيار هيجان‌انگيزتر مي‌شود.

گفتني است كه سي و هفتمين قسمت از كتاب «رابرت‌ز روولز آو اوردر» (Robert’s Rules of Order)، كه با عنوان «دستورنامه رابرت» به فارسي ترجمه شده،‌ در 20 صفحه، همين پيشنهاد را مورد بررسي قرار داده است. در ادامه برگردان فارسي اين قسمت از كتاب ارايه مي‌شود. برگردان فارسي ساير بخش‌هاي اين كتاب در اينجا و اينجا منتشر شده است.

براي آن گروه از بازديدكنندگان وب سايت پيام كارفرمايان كه نخستين بار با اين كتاب برخورد مي‌كنند، تذكر اين نكته لازم است كه مجموعه قواعد عرف پارلماني از قرن سيزدهم ميلادي،‌ و بدون يك برنامه‌ از پيش طراحي شده و به مرور، در پارلمان انگلستان ساخته و پرداخته شد. اين قواعد، بعدها از طريق مهاجرنشسن‌هاي انگليسي به آمريكا انتقال يافت و در آن قاره بود كه گردآوري و در قالب كتاب‌هاي گوناگون منتشر شد. يكي از اين كتاب‌ها را فردي به نام هنري مارتين رابرت در سال 1876 انتشار داد. ويرايش دهم همين كتاب در سال 2000 منتشر شد و برگردان همين كتاب است كه به فارسي تقديم علاقمندان مي‌شود (ويرايش يازدهم اين كتاب در سال 2011 در آمريكا انتشار يافته است و در مقايسه با ويرايش دهم، سه قسمت به آن افزوده شده كه به زودي برگردان فارسي آن‌ها نيز در اختيار علاقمندان قرار خواهد گرفت). و اما برگردان فارسي پيشنهاد «تجديدنظر»:

§ 37 - تجديدنظر

تجديدنظر [1]- پيشنهادي با منشاء آمريكايي- اكثريت يك مجمع را قادر مي‌سازد، تحت يك زمان محدود و بدون اخطار، يك پيشنهاد را كه پيشتر رأي آورده براي بررسي بيشتر مرجوع كند. هدف از تجديد ‌نظر در يك رأي، دادن اجازه‌ي تصحيح يك اقدام عجولانه، نامعقول،‌ يا غلط،‌ يا به حساب آوردن اطلاعات اضافي يا وضعيت تغيير كرده است كه پس از اخذ رأي ايجاد شده است.

براي حفظ سودمندي و در عين حال پيشگيري از سوءاستفاده، پيشنهاد تجديدنظر خصوصيات يگانه‌ي زير را داراست:‌

الف) فقط عضوي كه در طرف برنده رأي داده باشد مي‌تواند آن را مطرح كند. به عبارت ديگر،‌ پيشنهاد بررسي دوباره را فقط كسي مي‌تواند مطرح كند كه اگر پيشنهاد مورد نظر رأي آورده باشد، رأي او موافق‌، و اگر پيشنهاد رأي نياورده باشد، رأي او مخالف بوده باشد. (در كميته‌هاي دائمي و خاص، پيشنهاد تجديدنظر مي‌تواند از طرف هر عضوي مطرح شود كه در طرف بازنده رأي نداده باشد - از جمله فردي كه اصلاً‌ رأي نداده است). بايد خاطر نشان شود اگر يك پيشنهاد براي تصويب به دو-سوم آراء نياز داشته باشد براي يك اقليت ممكن است كه طرف غالب شود. عضوي كه با برگه رأي داده اگر تمايل داشته باشد از مخفي بودن رأي خود منصرف شود مي‌تواند اين پيشنهاد را مطرح كند. نيز،‌ اگر پيشنهادي كه قرار است تجديد‌نظر شود با اجماع عمومي به تصويب رسيده باشد،‌ تمام اعضاء حاضر در زمان تصويب پيشنهاد در موضع كساني قرار دارند كه در سمت برنده رأي داده‌اند و صلاحيت دارند پيشنهاد تجديدنظر را مطرح كنند. اين الزام در طرح پيشنهاد تجديدنظر به خاطر جلوگيري از وقت‌كشي يك اقليت شكست خورده است - به ويژه وقتي كه پيشنهاد قابل مذاكره باشد (بنگريد به خصوصيت استاندارد 5، در ادامه) و اقليتي كه به اندازه‌ي كافي بزرگ است كه از تصويب كفايت مذاكره (16) جلوگيري كند. وقتي عضوي كه نمي‌تواند پيشنهاد بررسي دوباره را ارايه دهد اعتقاد داشته باشد كه براي آن دلايل معتبري وجود دارد، در صورتي كه زمان و فرصت باشد،‌ بايد بكوشد تا فردي را كه در طرف برنده‌ رأي داده قانع سازد تا چنين پيشنهادي را مطرح سازد. در غير اين صورت، وقتي موضوعي در دست بررسي نباشد، مي‌تواند صحن بگيرد و به اختصار دلايل خود را براي اميدواري نسبت به اينكه پيشنهاد بررسي مجددد مطرح شود، بيان كند، مشروط بر اينكه اين كار منجر به مذاكره نشود؛ يا، اگر موضوعي در دست بررسي بود، در صورت لزوم اجازه‌ بيان چنين دلايلي را درخواست كند (بنگريد به درخواست براي ساير تقاضاهاي فوريتي. ص. 88 - 287).

ب) طرح اين پيشنهاد مشروط به محدوديت‌هاي زماني، به اين شرح است: در اجلاس‌هاي يك روزه- مانند نشست‌ معمولي يك كلوپ يا يك كنوانسيون يك‌ روزه- پيشنهاد تجديدنظر مي‌تواند فقط در همان روزي مطرح شود كه رأيي كه قرار است مورد بررسي مجدد قرار بگيرد اخذ شده باشد. در يك كنوانسيون يا در يك اجلاس بيش از يك روز، بررسي مجدد فقط در همان روزي مي‌تواند طرح شود كه رأي‌گيري اصلي صورت گرفته باشد يا روز بعدي در همان اجلاسي كه نشست كاري در آن برگزار شده است. اين محدوديت‌هاي زماني در مورد كميته‌هاي دائم يا موقت كاربرد ندارند (بنگريد ص.19 - 318).

پ) طرح اين پيشنهاد از بررسي آن رتبه‌ي بالاتري دارد؛ يعني، اين پيشنهاد مي‌تواند در زمان‌هايي ارايه و حمايت شود كه قرار گرفتن خود پيشنهاد در برابر مجمع براي بررسي و مذاكره و رأي‌گيري خارج از دستور باشد. در چنين موردي اين پيشنهاد مي‌تواند بعداً، حتي بعد از آنكه از طرح آن در ابتدا خيلي گذشته باشد، به دست گرفته شود. اگر پيشنهاد تجديدنظر در زماني طرح شود كه نتواند مورد بررسي قرار بگيرد، رئيس آن را به عنوان يك مسأله‌ي در دست بررسي قرائت نمي‌كند، بلكه از منشي مي‌خواهد تا طرح و حمايت آن پيشنهاد را ثبت كند. اين امر به طور موقت هر اقدام ناشي از رأيي را كه قرار است مورد تجديدنظر قرار بگيرد تعليق مي‌كند. مادام كه يك پيشنهاد مبني بر تجديد نظر نسبت به رأي يك پيشنهاد اصلي چنين وضعيتي داشته باشد، يك عضو مي‌تواند در هر زمان كه بررسي آن در دستور باشد آن را در معرض مجمع قرار دهد. وقتي چنين مي‌كند، گفته مي‌شود كه پيشنهاد تجديدنظر را فراخوان كرد. يك پيشنهاد تجديدنظر كه تكليف نهايي آن روشن نشده باشد، بعد از آنكه براي تازه‌سازي آن خيلي دير شده باشد،‌ نمي‌تواند جز با اتفاق آراء، بازپس‌گيري شود، يعني، فقط تحت همان محدوديت‌هاي زماني براي طرح پيشنهاد درآغاز كار مي‌تواند بازپس‌گيري شود.

خصوصيات توصيفي استاندارد

پيشنهاد تجديدنظر:

1. الف) در ارتباط با طرح پيشنهاد، از هر پيشنهادي، هرچه باشد، جلو مي‌افتد و از هيچ چيز عقب نخواهد افتاد. طرح اين پيشنهاد هنگامي كه پيشنهاد ديگري در درست بررسي باشد و همچنين پس از آنكه مجمع به پيشنهاد تعويق رأي داده باشد، اگر عضو برخاسته و پيش از آنكه رئيس تعويق نشست را اعلام كند،‌ وي را مخاطب قرار داده باشد، در دستور است. اگر به نظر برسد بررسي مجدد در حالت اخير مستلزم يك اقدام فوري است، اخذ رأي در مورد تعويق نشست بايد تجديد شود. حتي وقتي حكم كفايت مذاكره در مورد يك پيشنهاد بلافاصله در دستي بررسي صادر شده باشد، تا وقتي رئيس عملاً اخذ رأي در مورد آن را شروع كند، طرح يك پيشنهاد تجديد‌نظر نسبت به رأي‌ پيشتر اخذ شده در مورد يك پيشنهاد ديگر در دستور خواهد بود.

ب) در ارتباط با بررسي آن، فقط همان رتبه‌ي را دارد كه پيشنهادي كه قرار است مورد تجديد نظر قرار بگيرد دارد، هرچند نسبت به هر پيشنهاد هم رتبه‌ي جديدي كه از سوي رئيس به عنوان يك پيشنهاد در دست بررسي قرائت شده باشد،‌ حق تقدم خواهد داشت. (رويه‌ براي فراخوان كردن يك پيشنهاد تجديدنظر به جاي يك پيشنهاد اصلي كه توسط فرد ديگري تازه ارايه شده، مشابه آن است كه براي طرح پيشنهاد روي‌ميزبرداري توصيف شد؛‌ بنگريد به 34). به شرطي كه هيچ پيشنهادي در دست بررسي نباشد، تجديدنظر رأيي كه تكليف يك پيشنهاد اصلي را، چه به صورت موقت يا دائم، روشن مي‌كند، مي‌تواند حتي هنگامي كه مجمع در وسط بررسي دستورهاي عام باشد، صورت بگيرد.

2. مي‌تواند در مورد رأي گرفته شده براي هر پيشنهاد اصلي كاربرد داشته باشد به جز: (الف) پيشنهادي كه مي‌تواند تازه‌سازي شود (بنگريد به ص.29-328)؛ (ب) يك رأي مثبت كه شرايط آن تا حدي به اجرا درآمده باشد؛ (پ) يك رأي مثبت با ماهيت قرارداد وقتي كه طرف قرارداد نسبت به ننتيجه مطلع شده باشد؛ (ت) هر رأيي كه سبب انجام كاري شده باشد كه ناكرده‌سازي آن ممكن نباشد؛ (ث) رأي به پيشنهاد تجديدنظر؛ يا (ج) وقتي به طور خاص همان نتيجه‌ي دلخواه بتواند توسط پيشنهاد پارلماني ديگر كسب شود. در مورد پيشنهادهاي فرعي يا ضمني كه به يك پيشنهاد اصلي پيوست شده باشند، تجديد‌نظر فقط مي‌تواند به نحوي به كار رود كه بررسي مجدد وقتي صورت بگيرد كه پيشنهاد اصلي‌اي كه به آن پيوست شده در دست بررسي باشد- هم پيش از اخذ رأي در مورد پيشنهاد اصلي يا در همان زمان كه مورد تجديدنظر قرار مي‌گيرد. وقتي يك پيشنهاد فرعي يا ضمني به پيشنهاد ديگر پيوست باشد نيز همين قاعده صدق مي‌كند؛ به عنوان نمونه، تجديدنظر مي‌تواند در مورد رأي به يك اصلاحيه ثانويه فقط به شكلي به كار رود كه تجديد بررسي پيش از اصلاحيه اوليه‌ مربوطه به رأي گذاشته شود يا وقتي كه تجديد بررسي اصلاحيه‌ي اوليه آغاز مي‌شود.

با به كارگيري اين اصول، نتيجه مي‌شود كه بعضي از پيشنهادها نمي‌توانند تجديدنظر شوند، در حاليكه در مورد پيشنهادهاي ديگر فقط رأي با يك نتيجه‌ي مثبت مي‌تواند تجديدنظر شود. (بنگريد به فهرست پيشنهادهاي هر يك از اين گروه‌‌ها در ص 48-47 بخش ترامه؛ نيز بنگريد به خصوصيت استاندارد 8 در بخش‌هاي مربوط به هر يك از پيشنهادها). پيشنهاد روي ‌ميز گذاري مي‌تواند در مورد پيشنهاد تجديد‌نظر به كار رود. پيشنهادهاي تعويق مشخص، يا كميت مذاكره، و كفايت مذاكره مي‌توانند در مورد پيشنهاد تجديد‌نظر به كار روند وقتي كه اين پيشنهاد قابل مذاكره باشد (بنگريد به خصوصيت استاندارد 5). وقتي يك پيشنهاد تجديدنظر به تعويق مي‌افتد يا روي ‌ميز گذاري مي‌شود، تمام مسائل پيوست آن نيز به تعويق خواهد افتاد يا روي‌ميزگذاري خواهد شد. پيشنهادهاي تعويق دائم، اصلاح يا ارجاع نمي‌توانند در مورد پيشنهاد تجديد‌نظر به كار روند.

3. حتي پس از آنكه كس ديگري نوبت گرفته باشد، تا وقتي عملاً صحبت خود را آغاز نكرده باشد، (طرح اين پيشنهاد) در دستور است. فراخوان پيشنهاد تجديد‌نظر وقتي كس ديگري نوبت داشته باشد خارج از دستور خواهد بود.

4. هنگامي كه مطرح مي‌شود بايد مورد حمايت قرار بگيرد. برخلاف طرح اين پيشنهاد، كه بايد از سوي كسي صورت بگيرد كه در طرف برنده رأي داده باشد، هر عضوي صرف‌نظر از اينكه به پيشنهاد موضوع تجديد‌نظر چه رأي‌يي داده باشد، مي‌تواند از طرح آن حمايت كند. فراخوان پيشنهاد تجديد‌نظر نيازي به حمايت ندارد.

5. در تمام مواردي كه در آن، پيشنهاد مورد نظر براي تجديد ‌نظر قابل مذاكره باشد، قابل مذاكره خواهد بود، و وقتي قابل‌مذاكره باشد، مزيت‌هاي مسأله‌اي كه موضوع تجديد ‌نظر است براي مذاكره مفتوح خواهد بود. (با اين همه، در ارتباط با يك مجموعه پيشنهاد مطرح براي تجديد‌نظر، و مسأله‌ي مفتوح به روي مذاكره در يك چنين موردي، بنگريد به ص‌ها. 18-317). وقتي پيشنهاد موضوع تجديد‌نظر قابل‌مذاكره نباشد- چه به خاطر ماهيتش يا به خاطر دستور خاتمه‌نيافته‌ي كفايت مذاكره (16)- پيشنهاد تجديد‌نظر غيرقابل‌مذاكره است. به همين ترتيب، اگر كفايت مذاكره در مورد يك پيشنهاد در دست بررسي يا يك مجموعه پيشنهاد نافذ باشد، و اگر پيشنهادي كه موضوع تجديد‌نظر است به نحوي پيوست اين پيشنهاد‌(هاي) در دست بررسي باشد كه تجديد ‌نظر بايد پيش از آنكه نفوذ حكم كفايت‌مذاكره خاتمه يابد صورت پذيرد، هم پيشنهاد تجديد‌نظر و هم پيشنهادي كه موضوع تجديد‌نظر است غيرقابل‌مذاكره‌ هستند-حتي اگر پيشنهاد اخير هنگام بررسي اوليه‌اش به روي مذاكره مفتوح بوده باشد و كفايت‌مذاكره بعداً در دستور قرار گرفته باشد.

6. قابل اصلاح نيست.

7. صرف‌نظر از رأيي كه پيشنهاد موضوع تجديد‌نظر براي تصويب نياز خواهد داشت، فقط به اكثريت آراء نياز دارد. (اما براي تفاوت قاعده در كميته‌هاي دائمي و ويژه بنگريد به ص‌‌ها 19-318).

8. نمي‌تواند مورد بررسي مجدد قرار بگيرد. اگر اخذرأي شود و ببازد، پيشنهاد تجديد‌نظر نمي‌تواند جز با اتفاق آراء تازه‌سازي شود. طبق همين اصل، هيچ مسأله‌اي نمي‌تواند دوبار مورد تجديدنظر قرار بگيرد مگر انكه در جريان تجديد بررسي اول به طور اساسي اصلاح شود.

قواعد و توضيح بيشتر

تأثير طرح يك پيشنهاد تجديدنظر. تأثير طرح يك پيشنهاد تجديد‌نظر تعليق تمام اقدام‌هايي است كه به نتايج رأي پيشنهادي كه قرار است تجديد‌نظر شود بستگي دارد، هم تا وقتي كه مجمع پيشنهاد تجديد‌نظر را در دست مي‌گيرد هم تا وقتي كه تأثيرش خاتمه بيايد، به شرح زير:

اقدام‌هايي كه تعليق مي‌شوند. مواردي كه طرح يك پيشنهاد تجديد‌نظر اقدامي را تعليق مي‌كند لزوماً محدود به تجديد ‌نظر پيشنهاد شده نسبت به رأيي كه مثبت بوده و تعليق اقدامي را مجاز ساخته نمي‌شود. يك پيشنهاد تجديد‌نظر نسبت به رأي منفي نيز مي‌تواند سبب تعليق اقدام ديگري شود كه بعد از آنكه پيشنهاد موضوع تجديد‌ نظر باخته به تصويب رسيده است. به عنوان نمونه، فرض كنيد كه: (الف) پيشنهادي مبني بر صرف تمام مقادير پول قابل دسترس براي كتاب‌هاي كتابخانه رأي نياورد، (ب) سپس پيشنهادي مبني بر صرف همان پول براي تجهيزات ورزشي مطرح و رأي بياورد، (پ) پيش از خريد اين تجهيزات، پيشنهاد تجديد‌ نظر نسبت به رأي به پيشنهاد صرف پول براي كتاب مطرح شود. اگر پيشنهاد صرف پول براي كتاب‌ها تجديد‌نظر و تصويب شود، خريد تجهيزات ورزشي غيرممكن مي‌شود. بنا بر اين، خريد تجهيزات ورزشي تا وقتي كه تجديد نظر خريد كتاب‌هاي كتابخانه تكميل و تعيين تكليف شود معطل مي‌ماند.

خاتمه تعليق. وقتي يك پيشنهاد تجديد‌نظر مطرح مي‌شود، تعليق‌ اقدام‌هاي ناشي از طرح اين پيشنهاد به قوت خودش باقي مي‌ماند (الف) تا هم پيشنهاد تجديد‌نظر به رأي گذاشته شود، و اگر اين پيشنهاد به تصويب رسيد، تا تجديد نظر تكميل شود؛ و هم (ب) اگر پيشنهاد تجديد نظر بررسي نشد، تا وقتي تعليق به شرح زير خاتمه يابد: اگر تا اجلاس بعدي بيش از سه‌ ماهه فاصله زماني سپري نشود (ص. 88)، تعليق با تعويق به نشست عادي بعدي خاتمه مي‌يابد؛ اما اگر بيش از سه ماه تا نشست عادي بعدي فاصله باشد، تعليق با ختم همان اجلاس كه در آن پيشنهاد مطرح شده خاتمه خواهد يافت. اگر پيشنهاد تجديدنظر تحت اين محدود‌هاي زماني فراخوان نشود، وضعيت به شكلي در مي‌آيد كه انگار چنين پيشنهادي مطرح نشده است، و رأيي كه قرار بوده تجديد نظر شود- و هر اقدامي كه به خاطر تجديد‌ نظر مورد نظر تعطيل شده- از زماني كه آن رأي در ابتداء اخذ شد، تا آنجا كه كاربرد دارد، به قوت كامل خود برمي‌گردد.

برخورد با پيشنهاد تجديد نظر در زماني كه مطرح مي‌شود. اگر يك پيشنهاد تجديد‌نظر در زماني مطرح شود كه بتواند مورد بررسي قرار بگيرد- يعني، وقتي پيشنهاد مورد نظر براي تجديد‌ نظر در ابتدا در دستور بوده باشد- رئيس بلافاصله پيشنهاد تجديد‌نظر را به عنوان يك موضوع در دست بررسي در برابر مجمع به رأي مي‌گذارد. در جريان پيشنهاد تجديد‌ نظر نسبت به رأي يك پيشنهاد اصلي، معمولاً بهتر است كه پيشنهاد تجديدنظر هنگامي مطرح شود كه هيچ موضوع ديگري در دست بررسي نباشد و اين پيشنهاد بتواند بلافاصله مورد بررسي قرار بگيرد- مگر آنكه به نظر برسد چنين فرصتي نيست يا دليل مهمي براي رفتاري غير از اين موجود باشد.

هروقت پيشنهاد تجديد‌نظر به دست گرفته شود، همانطور كه در خصوصيت استاندارد 5 خاطر نشان شد، اگر پيشنهاد مورد نظر براي تجديد نظر قابل مذاكره بوده باشد اين پيشنهاد هم قابل مذاكره است، و مذاكره مي‌تواند در مورد مزاياي پيشنهاد مورد نظر براي تجديد نظر باشد. حق هر عضو براي مذاكره در خصوص پيشنهاد تجديد‌نظر از بررسي اوليه‌ي پيشنهاد مورد نظر براي تجديد نظر جداست. بنا بر اين، حتي اگر يك عضو از حق خود براي مذاكره در بررسي اوليه استفاده كرده باشد و پيشنهاد تجديد‌نظر در همان روز به دست گرفته شود، او حق خواهد داشت كه در مذاكره پيرامون پيشنهاد تجديدنظر به تعداد عادي دفعات (دو بار، مگر آنكه مجمع دستور خاصي داشته باشد كه طور ديگري مقرر سازد) صحبت كند. (براي قواعد مؤثر بر حق عضو براي مذاكره در تجديد نظر وقتي پيشنهاد تجديد‌نظر به تصويب برسد، بنگريد به ص‌ها. 14-314).

اگر يك پيشنهاد تجديد‌نظر به رأي‌گذاشته شود و ببازد، رأي مورد نظر براي تجديد نظر، و هر اقدام معطل مانده به خاطر تجديد نظر پيشنهادي، از زماني كه رأي اول اخذ شده باشد، به قوت كامل خود بر‌مي‌گردند.

فراخوان پيشنهاد براي تجديد بررسي. اگر يك پيشنهاد تجديد‌نظر كه متضمن يك پيشنهاد اصلي است كه نتواند هنگام طرح آن در دست گرفته شود، در آن صورت مادام كه تعليق آن دوام داشته باشد، وقتي هيچ موضوعي در دست بررسي نباشد، در هر نشست عادي يا تعويقي، يا در هر نشست ويژه اگر در فراخوان آن نشست اعلام شده باشد مي‌تواند فراخوان شود و مورد عمل قرار بگيرد. براي فراخوان آن، يك عضو كسب صحن مي‌كند و مي‌گويد: «آقاي رئيس، من پيشنهاد تجديد نظر در رأي پيشنهاد . . . [معرفي آن] را فراخوان مي‌كنم». به حمايت نياز نيست، زيرا پيشنهاد تجديد‌نظر هنگامي كه مطرح شده مورد حمايت قرار گرفته است. وقتي اين پيشنهاد فراخوان شود، رئيس بلافاصله آن را مانند يك پيشنهاد در دست بررسي به رأي مي‌گذارد (بنگريد به شكل و نمونه).

مزيت اعطايي به پيشنهاد دهنده‌ در ارتباط با زماني كه تجديد نظر صورت بگيرد. گرچه هر عضوي همانطور كه الأن توصيف شد مي‌تواند پيشنهاد تجديد‌نظر را فراخوان كند، اما معمولاً هيچ كس جز پيشنهاد دهنده‌ي تجديد نظر در روزي كه آن را مطرح كرده پيشنهاد را فراخوان نمي‌كند- دست كم در مواردي كه اجلاس قرار است از آن روز بيشتر طول بكشد و نيازي به اقدام فوري نباشد. دليل آن اين است كه ممكن است پيشنهاد دهنده براي گردآوري اطلاعات جديد به زمان نياز داشته باشد، يا- اگر تجديد نظر در همان روزي مطرح شود كه رأي پيشنهاد اوليه گرفته شده باشد- پيشنهاد دهنده ممكن است مذاكره‌ي بدون محدوديت را بخواهد كه اگر پيشنهاد در روز ديگر فراخوان شود مجاز خواهد بود (زير را بنگريد). مادام كه كار به نحو غيرمعقولي به تأخير نيافتد و پيشنهاد دهنده‌ تجديد نظر با حسين نيت عمل كند، حق دارد زماني كه احساس كرد كامل‌ترين و منصفانه‌ترين بازنگري صورت مي‌گيرد مطرح نمايد.

وظيفه‌ رئيس هنگامي كه قصور در فراخوان پيشنهاد آسيب ‌بزند. در موردي كه قصور در فراخوان يك پيشنهاد تجديد‌نظر بتواند آسيبي بزند، رئيس وظيفه دارد وضعيت را به مجمع خاطر نشان سازد. به عنوان نمونه، فرض كنيد كه در مجمع يك انجمن عادي كه در فاصله‌ زماني زير سه ماه نشست برگزار مي‌كند (ص.88)، پيشنهاد تجديد‌نظر رأي براي انجام كاري كه فقط مي‌تواند پيش از نشست بعدي انجام شود ارايه شده باشد. اگر نشست فعلي بدون به دست‌گيري پيشنهاد تجديد‌نظر خاتمه يابد اقدام پيشنهادي براي تجديد نظر كشته خواهد شد مگر آنكه يك نشست تعويقي يا يك نشست ويژه براي بررسي آن برگزار شود. بنا بر اين، اگر به نظر برسد كه اين نشست پيش از به دست‌گيري پيشنهاد تجديد‌نظر در شرفت خاتمه است، رئيس بايد واقعيت‌ها را توضيح دهد و خاطر نشان سازد كسي آن پيشنهاد را فراخوان كند. اگر تحت اين شرايط پيشنهاد ختم جلسه مطرح شده باشد، پيشنهاد ختم مي‌تواند پس گرفته شود يا رأي نياورد- يا زمان يك نشست تعويقي تعيين شود، كه مي‌تواند هم پيش و هم بعد از آنكه رأي ختم اخذ شد صورت بگيرد (بنگريد به تعيين زمان تعويق، 22).

تأثير تصويب پيشنهاد تحديد‌نظر؛ قواعد ناظر بر مذاكره در خصوص تجديد نظر. تأثير تصويب پيشنهاد تجديد‌نظر قرار دادن بلافاصله‌‌ي دوباره موضوعي كه رأي در خصوص آن مورد تجديد نظر قرار گرفته در برابر مجمع است- درست در وضعيتي كه در لحظه‌ قبل از اخذ رأي اوليه كسب كرده بود.

قواعد ناظر بر مذاكره در خصوص تجديد نظر آن رأي به شرح زير است:

تجديد‌ نظر يك رأي در همان روز. حق عضو براي مذاكره در تجديد نظر يك رأي از ميزان مشاركت او در مذاكره در خصوص پيشنهاد تجديد‌نظر مستقل است. با اين همه، اگر تجديد نظر در همان روز به عنوان نخستين بررسي صورت بگيرد، هركس كه حق خود براي مذاكره در نخستين بررسي را مصرف كرده باشد نخواهد توانست بدون اجازه مجمع در جريان تجديد نظر آن بار ديگر صحبت كند. (اما چنين عضوي مي‌تواند در حاليكه پيشنهاد تجديد‌نظر در دست بررسي است يك پيشنهاد معادل را دنبال كند، زيرا پيشنهاد مطرح شده براي تجديد نظر به روي بحث در خصوص پيشنهاد ابطال نيز مفتوح است).

تجديد‌ نظر يك رأي در روز بعد. حق هر عضو براي مذاكره در تجديد نظر يك پيشنهاد،‌ اگر تجديد نظر در روز بعد از روزي كه رأي مورد تجديد نظر اخذ شده باشد صورت بگيرد، صرف‌نظر از اينكه قبلاً صحبت كرده باشد يا نه، از نو شروع مي‌شود.

تجديد نظر تحت دستور محدودسازي يا بسط محدوده‌ي مذاكره. اگر يك رأي در مورد يك مجموعه از پيشنهادها تحت دستور محدودسازي مذاكره يا كفايت مذاكره اخذ شده باشد، و سپس قبل از آنكه چنين دستوري تمام شده باشد مورد تجديد نظر قرار بگيرد (آنطور كه در بخش‌هاي مربوط به آن پيشنهاد توصيف شد، 15 و 16)، همان محدوديت‌ها هم در مورد پيشنهاد تجديدنظر و هم در مورد خود تجديد‌ نظر به كار مي‌روند. در مورد تجديد نظر كردن يك پيشنهاد كه تحت پوشش دستور تمام نشده‌ي بسط محدوديت‌هاي مذاكره قرار دارد، بسط فقط در مورد خود تجديد نظر به كار مي‌رود، نه در مورد مذاكره در خصوص پيشنهاد تجديد‌نظر. هنگامي كه تجديد نظر بعد از اتمام كفايت مذاكره يا محدودسازي يا بسط مذاكره صورت بگيرد، اين دستورها دوباره به اجرا در نمي‌آيند، و مذاكره يا اصلاح تحت قواعد عادي انجام مي‌شود.

تجديد نظر پيشنهادهاي فرعي، فوريتي، و ضمني. شرايط تجديد نظر پيشنهادهاي فرعي، فوريتي، و ضمني،‌ به شرحي كه ارايه مي‌شود، به پيشنهادهاي ديگري كه هنگام تجديد نظر در دست بررسي باشند بستگي دارد:

تجديد نظر كردن يك پيشنهاد فرعي، فوريتي، يا ضمني: وقتي يك پيشنهاد اصلي در دست بررسي است تجديد نظر پيشنهاد شده باشد. وقتي يك پيشنهاد اصلي در دست بررسي باشد (با يا بدون يك مجموعه از پيشنهادهاي پيوسته) و تجديد نظر رأي اخذ شده در مورد يك پيشنهاد فرعي، فوريتي و ضمني مربوطه پيشنهاد شود، بسته به اينكه آيا پيشنهاد مورد نظر براي تجديد نظر اگر براي نخستين بار پيشنهاد شده باشد در دستور خواهد بود يا نه، پيشنهاد تجديدنظر (الف) بلافاصله در دست بررسي قرار مي‌گيرد يا (ب) در يك وضعيت پائين‌تر در مجموعه در دست بررسي قرار مي‌گيرد.

در ارجاع به مورد (الف) بالا، پيشنهاد تجديد‌نظر فوراً به موضوع بلافاصله در دست بررسي تبديل خواهد شد اگر هيچ پيشنهاد ديگري كه از پيشهاد مورد نظر براي تجديد نظر جلو مي‌افتد در دست بررسي نباشد (بنگريد به 5 و 6 و نيز به نمودار ص‌ها‌ 3 تا 5 قسمت ترامه). به عنوان نمونه، فرض كنيد كه پيشنهاد و حمايت شده كه رأي منفي به يك پيشنهاد ارجاع موضوع اصلي در دست بررسي به كميته مورد تجديد نظر قرار بگيرد. اگر موضوع اصلي اكنون تنها در دست بررسي باشد، يا اگر هيچ پيشنهاد ديگري به جز تعويق نامشخص يا اصلاح (كه زير پيشنهاد ارجاع قرار مي‌گيرند) در دست بررسي نباشد، رئيس فوراً پيشنهاد تجديد‌نظر را به عنوان بلافاصله در دست بررسي به رأي مي‌گذارد.

از سوي ديگر، در ارجاع به مورد (ب) بالا، اگر يك مجموعه از پيشنهادها همراه با موضوع اصلي در دست بررسي باشد و يكي يا بيش از يكي از آن‌ها از پيشنهاد مربوطه‌ كه تجديد نظر آن در دست بررسي است جلو بيافتند، پيشنهاد تجديد‌نظر وقتي مطرح شود به موضوع بلافاصله در دست بررسي تبديل نمي‌شود، اما به عنوان يكي از مجموعه، در وضعيتي مطابق با رتبه‌ي پيشنهاد مورد نظر براي تجديد نظر مورد بررسي قرار مي‌گيرد. در چنين موردي، پيشنهاد تجديدنظر، بلافاصله بعد از تكميل شدن رأي‌گيري در مورد تمام پيشنهادهايي كه از پيشنهاد مورد نظر براي تجديد نظر اگر در دست بررسي قرار مي‌گرفتند جلو مي‌افتادند، به دست گرفته مي‌شود. به عنوان نمونه، فرض كنيد وقتي يك پيشنهاد اصلي، يك اصلاح، و يك پيشنهاد روي‌ ميز‌ گذاري پيشنهادهاي در دست بررسي در دست بررسي هستند، پيشنهاد شود كه يك رأي منفي قبلي در خصوص ارجاع همان پيشنهاد اصلي و اصلاح به كميته مطرح شود. ترتيب رتبه‌ چهار پيشنهاد، از بالاترين به پائين‌ترين، عبارت است از: (1) روي‌ ميز‌ گذاري، (2) ارجاع، (3) اصلاح، و (4) پيشنهاد اصلي. اين ترتيبي است كه بر اساس آن پيشنهادها بايد رأي‌گيري شوند، و عكس ترتيبي است كه بر اساس آن پيشنهادها بايد مطرح شده باشند. در اين مورد رويه به اين شرح است: رئيس خاطر نشان مي‌كند كه پيشنهاد تجديدنظر مطرح و حمايت شده و به منشي دستور مي‌دهد كه اين را ثبت كند. او سپس به اخذ رأي در مورد پيشنهاد روي ميز گذاري مي‌پردازد. اگر آن پيشنهاد ببازد، به طور خود به خودي پيشنهاد تجديد نظر رأي در خصوص ارجاع به كميته را به رأي مي‌گذارد، زيرا پيشنهاد ارجاع از نظر رتبه يك مرتبه پائين‌تر است. اگر پيشنهاد تجديد‌نظر تصويب شود، در آن صورت پيشنهاد ارجاع مورد تجديد نظر قرار مي‌گيرد و دوباره به رأي گذاشته مي‌شود، و اگر ببازد،‌ اصلاحيه رأي‌گيري مي‌شود. (اگر پيشنهاد روي ميز گذاري تصويب شود، در آن صورت، هرگاه پيشنهادها از روي ميز برداشته شوند، موضوع بلافاصله در دست بررسي پيشنهاد تجديدنظر است، و از اين نقطه رويه با آنچه كه در بالا گفته شد يكي است).

اگر تجديد نظر يك اصلاحيه اوليه وقتي مطرح شود كه اصلاحيه ديگري با همان درجه در دست بررسي باشد، اول اصلاحيه در دست بررسي تعيين تكليف مي‌شود. سپس رئيس پيشنهاد تجديد نظر اصلاحيه‌اي را كه قبلاً روي آن اقدام شده به رأي مي‌گذارد.

وقتي تجديد نظر يك پيشنهاد فرعي يا ضمني قابل‌مذاكره‌اي كه مربوط به يك موضوع اصلي در دست بررسي يا يك مجموعه پيشنهاد در دست بررسي است مطرح شود (كه در اين مورد پيشنهاد تجديدنظر،‌ همانطور كه در خصوصيت استاندارد 5 خاطر نشان شد، قابل‌مذاكره است)، مذاكره در خصوص پيشنهاد تجديد‌نظر مي‌تواند به مزاياي پيشنهاد مورد نظر براي تجديد نظر كشيده شود، اما مزاياي هيچ يك از ديگر پيشنهادهاي در دست بررسي مورد مذاكره قرار نمي‌گيرد. به عنوان نمونه، در مذاكره در خصوص يك پيشنهاد براي تجديد نظر يك اصلاحيه به يك موضوع اصلي در دست بررسي، مزاياي اصلاحيه براي بحث مفتوح است، اما مزاياي موضوع اصلي جدا از اصلاحيه مورد مذاكره قرار نمي‌گيرد.

تجديد نظر يك پيشنهاد فرعي يا ضمني پيوسته: تجديد نظر بعد از اقدام روي موضوع اصلي پيشنهاد شده. اگر اين تمايل وجود داشته باشد كه رأي يك پيشنهاد فرعي يا ضمني (به عنوان نمونه، يك اصلاحيه)، بعد از آنكه تكليف پيشنهاد اصلي كه اين پيشنهاد به آن پيوسته است به صورت نهايي روشن شده باشد (با تصويب، رد، يا تعويق نامشخص)، مورد تجديد نظر قرار بگيرد،‌ رأي در مورد موضوع اصلي، يا تعويق نامشخص نيز بايد مورد تجديد نظر قرار بگيرد (نيز بنگريد به خصوصيت استاندارد 2). در چنين موردي، بايد يك پيشنهاد تجديد‌نظر براي پوشش دادن رأي پيشنهاد فرعي يا ضمني كه تجديد نظر آ‌ن‌ها مورد نظر است، و هم رأي پيشنهاد اصلي (يا تعويق نامشخص آن) مطرح شود. عضوي كه اين پيشنهاد تجديد‌نظر را مطرح مي‌كند بايد در طرف برنده‌ي رأي اوليه به پيشنهاد فرعي يا ضمني رأي داده باشد-يعني،‌ رأي به پيشنهادي كه اگر تجديد نظر صورت بگيرد، اول مورد تجديد نظر قرار خواهد گرفت.

همين اصل در مورد تجديد نظر اصلاح ثانويه بعد از آنكه اصلاح اوليه آن رأي‌گيري شده باشد به كار مي‌رود. اگر چنين تجديد نظري در حاليكه پيشنهاد اصلي هنوز در دست بررسي است مطلوب باشد، اصلاح اوليه نيز بايد تجديد نظر شود. اگر تمايل براي تجديد نظر اصلاح ثانويه بعد از آنكه پيشنهاد اصلي به طور نهايي تعيين تكليف شده باشد وجود داشته باشد، اصلاح ثانويه، اصلاح اوليه، و پيشنهاد اصلي همه بايد تجديد نظر شوند، و يك پيشنهاد تجديد‌نظر بايد براي پوشش رأي‌هاي هر سه پيشنهاد مطرح شود.

وقتي يك پيشنهاد تجديدنظر دو پيشنهاد مربوطه يا بيشتر را پوشش دهد، تمام اين پيشنهاد‌ها نمي‌توانند در مذاكره در خصوص پيشنهاد تجديد‌نظر مورد بحث قرار بگيرند، بلكه فقط روي آن پيشنهادي بحث مي‌شود كه اگر پيشنهاد تجديد‌نظر به تصويب برسد، اول از همه به رأي گذاشته خواهد شد. به اين ترتيب، اگر پيشنهاد مربوط به تجديد نظر رأي‌هاي يك قطعنامه، يك اصلاح اوليه، و يك اصلاح ثانويه باشد، فقط اصلاح ثانويه در مذاكره در خصوص پيشنهاد تجديدنظر به روي بحث مفتوح خواهد بود. اگر اين پيشنهاد تجديدنظر به تصويب برسد، رئيس اصلاح ثانويه را به رأي مي‌گذارد و پيشنهاد دهنده‌ي تجديد نظر را به عنوان مستحق صحن تأييد مي‌كند. حالا اين پيشنهاد دقيقاً در همان وضعيتي قرار مي‌گيرد كه پيش از رأي‌گيري اوليه روي اصلاح ثانويه قرار داشت.

اگر يك پيشنهاد اصلي داخل يك مجموعه‌ي تحت پوشش يك پيشنهاد واحد تجديد‌نظر باشد، همانطور كه الأن توصيف شد، تجديد نظر در همان زمان‌هايي در دستور است كه انگار براي تجديد نظر پيشنهاد اصليِ تنها پيشنهاد شده باشد. اگر پيشنهاد تجديدنظر در زماني مطرح شود كه نتواند به دست گرفته شود، اقدام را به روشي كه در صفحه‌هاي 310 تا 311 توصيف شد تعليق مي‌كند و تا فراخوان آن باقي مي‌ماند، مشروط به همان شرايطي كه انگار فقط در مورد آن پيشنهاد اصلي به كار مي‌رود.

اگر يك پيشنهاد تجديد نظر در مورد رأي يك پيشنهاد فرعي يا ضمني پيوسته (به عنوان نمونه، اصلاح) بعد از آنكه پيشنهاد اصلي كه به آن پيوسته است به يك زمان مشخص تعويق شد يا روي ميز قرار گرفت مطرح شود، پيشنهاد تجديد نظر اگر و وقتي كه پيشنهاد اصلي دوباره در برابر مجمع قرار بگيرد به نحو مناسب يادآوري و به روش درست به دست گرفته مي‌شود (ص‌ها. 320 تا 321). اگر پيشنهاد تجديد نظرِ پيشنهاد فرعي يا ضمنيِ پيوسته قبل از تعويق يا روي ميز گذاري پيشنهاد اصلي، اما نه قبل از به دست‌ گيري آن، مطرح شده باشد، همان قاعده صدق مي‌كند. از سوي ديگر، اگر يك پيشنهاد اصلي به كميته ارجاع شود، هيچ پيشنهاد تجديد نظر رأي در مورد يك پيشنهاد فرعي يا ضمني مادام كه موضوع در دست كميته باشد، در دستور نيست، و هر پيشنهاد تجديد نظر كه مطرح شده باشد اما پيش از ارجاع به دست گرفته نشده باشد ناديده گرفته خواهد شد.

تجديد نظر در كميته‌هاي دائمي و ويژه. تجديد نظر در يك كميته دائمي يا ويژه (50) با تجديد نظر در نشست يك مجمع در جنبه‌هاي زير توفير مي‌كند:

1) يك پيشنهاد تجديد نظر در مورد يك رأي در كميته مي‌تواند صرف نظر از زماني كه از هنگام اخذ رأي سپري شده است، مطرح و به دست گرفته شود، و هيچ محدوديتي براي دفعاتي كه يك پيشنهاد مي‌تواند مورد تجديد نظر قرار بگيرد وجود ندارد.

2) هر عضو كميته كه در طرف بازنده رأي نداده باشد؛ يا به عبارت ديگر، در طرف برنده رأي داده باشد، يا اصلاً رأي نداده باشد يا غائب بوده باشد مي‌تواند پيشنهاد تجديد‌نظر را مطرح كند.

3) جز در مواردي كه تمام اعضاي كميته كه در طرف برنده رأي داده‌اند حاضر باشند يا اطلاع داده شده باشد كه تجديد نظر پيشنهاد خواهد شد، تصويب پيشنهاد تجديدنظر به دو-سوم آراء نياز خواهد داشت.

در ساير جنبه‌ها، تجديد نظر در يك كميته مانند نشست يك انجمن يا بورد آن است. يك رأي در كميته كل نمي‌تواند مورد تجديد نظر قرار بگيرد.

شكل و نمونه

اين پيشنهاد مي‌تواند به شكل‌هاي زير مطرح شود:

الف) براي تجديد نظر يك پيشنهاد اصلي: «پيشنهاد مي‌‌كنم رأي قطعنامه مربوط به بودجه سالانه تجديد نظر شود. من به نفع [يا «عليه»] قطعنامه رأي دادم».

ب) پيشنهاد تجديد نظر يك پيشنهاد فرعي، فوريتي، يا ضمني مرتبط به يك موضوع اصلي، وقتي موضوع اصلي در دست بررسي باشد: «پيشنهاد مي‌كنم رأي در خصوص اصلاح خط زدن «جمعه» و گنجاندن «شنبه» تجديد نظر شود. من به نفع [يا «عليه»] اين اصلاحيه رأي دادم».

پ) وقتي اين تمايل وجود داشته باشد كه يك پيشنهاد فرعي يا ضمني بعد از آنكه روي موضوع اصلي كه به آن پيوسته‌اند اقدام صورت گرفته باشد تجديد نظر شود: «پيشنهاد مي‌كنم رأي در خصوص قطعنامه مربوط به بودجه سالانه و اصلاحيه خط زدن «جمعه» و گنجاندن «شنبه» تجديد نظر شود. من به نفع [يا «عليه»] اصلاحيه رأي دادم».

اگر طراح پيشنهاد تجديد‌نظر اعلام نكند كه در كدام طرف رأي داده است، رئيس، پيش از هر واكنش ديگري بايد عضو را به اين كار سوق دهد:

رئيس: عضوي كه پيشنهاد تجديد‌نظر داد بايد اعلام كند به قطعنامه [«پيشنهاد»، «اصلاحيه» و غيره] چه رأيي داده است.

اگر قطعنامه با اجماعي عمومي تصويب شده باشد،‌ رئيس بايد بپرسد كه آيا عضو در آن زمان حاضر بوده است يا نه. اگر عضو در طرف برنده رأي نداده باشد، عضو ديگري كه در طرف برنده رأي داده است مي‌تواند پيشنهاد تجديدنظر را ، اگر تمايل داشته باشد، مطرح كند. پيشنهاد بايد حمايت شود.

اگر پيشنهاد تجديدنظر وقتي كه مطرح مي‌شود براي به دست گرفتن در دستور باشد، رئيس بلافاصله پيشنهاد را به شكل زير قرائت مي‌كند:

رئيس: پيشنهاد و حمايت شد كه رأي قطعنامه‌ زير [قرائت آن] تجديد نظر شود.

اگر پيشنهاد تجديد‌نظر وقتي كه مطرح مي‌شود براي به دست گرفتن در دستور نباشد، رئيس در عوض مي‌گويد:

رئيس: پيشنهاد و حمايت شد كه رأي قطعنامه مربوط به . . . تجديد‌ نظر شود. منشي آن را يادداشت خواهد كرد.

وي سپس به كار در دست بررسي مي‌پردازد.

وقتي فراخوان پيشنهاد تجديدنظر در دستور باشد و عضو بخواهد آن را فراخوان كند، بر‌مي‌خيزد و خطاب به رئيس مي‌گويد:

عضو الف (كسب صحن): پيشنهاد تجديد نظر رأي (يا «رأي‌هاي») مربوط به . . . را فراخوان مي‌كنم.

رئيس در ادامه مي‌گويد:

رئيس: پيشنهاد تجديد نظر رأي [يا «رأي‌هاي»] مربوط به . . . فراخوان شد. رأي‌گيري در مورد پيشنهاد تجديد نظر . . . است [و غيره].

اگر تجديد نظري كه نمي‌توانسته هنگام مطرح شدن به دست گرفته شود تجديد نظري باشد كه بعداً به صورت خود به خودي در برابر مجمع قرار مي‌گيرد، در اين صورت وقتي آن زمان برسد، رئيس، به عنوان نمونه، مي‌گويد:

رئيس: حال پيشنهاد تجديد نظر رأي به اصلاحيه‌ي . . . به رأي گذاشته مي‌شود.

بعد از مذاكره در مورد يك پيشنهاد تجديدنظر، با فرض اينكه اين پيشنهاد به تصويب مي‌رسد، رئيس پيشنهاد را به رأي مي‌گذارد و نتايج را به شرح زير اعلام مي‌كند:

رئيس: كساني كه موافق تجديد نظر رأي به قطعنامه‌ مربوط به بودجه سالانه هستند بگويند: آري، . . . مخالفان، بگويند: خير، . . . موافقان بردند و رأي قطعنامه‌ مورد تجديد نظر قرار مي‌گيرد. حالا قطعنامه‌، كه . . . به رأي گذاشته مي‌شود. . . [ومانند آن].

يا:

رئيس: موافقان بردند و رأي‌هاي قطعنامه و اصلاحيه‌ي آن تجديد نظر مي‌شوند. حالا، اصلاحيه به رأي گذاشته مي‌شود كه عبارت از . . . [و مانند آن].

توجه كنيد كه اگر نتيجه رأي در مورد پيشنهاد تجديدنظر منفي باشد، تنها رأي اخذ شده همين است. اما اگر پيشنهاد تجديدنظر به تصويب برسد- بعد از هر مذاكره‌اي- رأي‌گيري در مورد رأي يا رأي‌هايي كه متعاقب آن مورد تجديد نظر قرار مي‌گيرند ادامه مي‌يابد.

تجديد‌ نظر و درج در صورتجلسه

تجديدنظر و درج در صورتجلسه شكل ويژه‌‌اي از پيشنهاد تجديد‌نظر است كه هدف متفاوتي با پيشنهاد معمولي دارد. هدفش اين است كه مانع از يك اكثريت موقت شود تا از امتياز عدم حضور در يك نشست براي رأي به اقدامي كه اكثريت اعضاي انجمن يا كنوانسيون با آن مخالف است استفاده كند. تأثير اين شكل از پيشنهاد از اين واقعيت ناشي مي‌شود كه وقتي مطرح گردد- در همان روزي كه رأي پيشنهاد مورد نظر براي تجديد نظر اخذ شده- نمي‌تواند تا روز بعد فراخوان شود، حتي اگر نشست ديگري نيز در همان روز برگزار شود (براي يك مورد استثناء به فقره (6)‌ زير بنگريد). به اين ترتيب، با نيت كسب حضور بيشتر نمايندگان، تجديد نظر يك پيشنهاد را در روزي متفاوت با روزي كه در آن پينشهاد رأي‌گيري شده است، تضمين مي‌كند.

تفاوت‌هاي اين پيشنهاد با شكل عادي آن. تجديد‌نظر و درج در صورتجلسه با پيشنهاد عادي تجديد‌نظر در جنبه‌هاي زير تفاوت دارد:

1) اين پيشنهاد فقط مي‌تواند در همان روزي مطرح شود كه رأي مورد نظر براي تجديد نظر اخذ شده باشد. شكل عادي تجديد‌نظر مي‌تواند در روز بعدي در همان اجلاسي كه در آن يك نشست كاري برگزار مي‌شود مورد استفاده قرار بگيرد.

2) اين پيشنهاد از پيشنهاد عادي تجديد‌نظر جلو مي‌افتد. همچنين، اين پيشنهاد مي‌تواند حتي بعد از آنكه براي پيشنهاد عادي تجديد‌نظر اخذ رأي شده باشد مطرح شود، به شرط آنكه رئيس هنوز نتيجه‌ي رأي گيري را اعلام نكرده باشد. در اين حالت، پيشنهاد عادي تجديدنظر ناديده گرفته مي‌شود. اگر به خاطر اين قاعده نبود كه پيشنهاد تجديدنظر و درج در صورتجلسه از پيشنهاد عادي تجديدنظر جلو مي‌افتد، به طور كلي پيشنهاد عادي مي‌بايست از پيشنهاد تجديدنظر و درج در صورتجلسه جلو مي‌افتاد، كه رأي نمي‌آورد، و در آن صورت پيشتهاد تجديدنظر و درج در صورتجلسه نمي‌توانست مطرح شود.

3) فقط مي‌تواند در مورد رأي‌هايي به كار رود كه پيشنهادهاي اصلي را تعيين تكليف كرده‌اند؛ يعني، در مورد: (الف) يك رأي مثبت يا منفي به يك پيشنهاد اصلي؛ (ب) يك رأي مثبت به تعويق نامشخص؛ يا (پ) يك رأي منفي به مخالفت با بررسي يك پيشنهاد، اگر اجلاس تا بعد از آن روز ادامه يابد.

4) نمي‌تواند در مورد رأي‌هاي پيشنهادهايي به كار رود كه هدف آن‌ها با تأخير يك روزه از بين مي‌رود. به عنوان نمونه، يك پيشنهاد مبني بر درخواست از يك بازديد‌كننده كه در روز بعدي براي كنوانسيون سخنراني كند نمي‌تواند موضوع اين پيشنهاد قرار بگيرد.

5) اگر تا اجلاس كاري عادي بعدي بيش از يك فصل فاصله بيافتد (ص. 88) اين پيشنهاد نمي‌تواند در آخرين نشست كاري اجلاس جاري مطرح شود.

6) نمي‌تواند در روزي كه مطرح مي‌شود فراخوان شود، مگر آن كه در آخرين روز يك اجلاس يك سازمان- اما نه در آخرين نشست آن- مطرح شود كه هيچ برنامه‌اي طي يك فصل فاصله (ص. 88) براي نشست دوباره نداشته باشد، كه در اين صورت مي‌تواند در آخرين نشست كاري اجلاس فراخوان شود.

بعد از آنكه يك پيشنهاد تجديدنظر و درج در صورتجلسه فراخوان شد، رفتارش همان رفتار پيشنهاد عادي تجديدنظر است. نام اين شكل از پيشنهاد به اين معنا نيست كه پيشنهاد عادي تجديدنظر نيز در صورتجلسه ثبت نمي‌شود.

رويه استفاده از اين پيشنهاد. براي توضيح استفاده از اين شكل پيشنهاد، فرض كنيد كه در يك نشست طولاني يك انجمن تاريخي ناحيه، بسياري از اعضاء رفته‌اند، بدون آنكه بدانند نصابي مركب از عمدتاً يك گروه كوچك مصمم براي آنكه انجمن را نسبت به يك اقدام خاص متعهد كنند كه تعداد كمي از حاضران فكر مي‌كنند مورد مخالفت اكثريت اعضاء قرار خواهد گرفت. يك عضو از اپوزيسيون مي‌تواند با پيشنهاد «تجديدنظر و درج در صورتجلسه در خصوص رأي . . . » مانع از رأي نهايي به چنين اقدامي شود. براي اينكه در وضعيتي قرار بگيرد كه بتواند چنين كاري كند-با علم به نااميدي از جلوگيري از نتيجه مثبت آن رأي- بايد خودش رأي مثبت بدهد. اگر پيشنهاد تجديدنظر و درج در صورتجلسه حمايت شود، كل اقدام الزام شده با رأي مورد نظر براي تجديد نظر تعليق مي‌شود، و زمان براي خبر كردن اعضاء غائب نسبت به اقدام مورد نظر فراهم خواهد شد.

اگر هيچ عضو اقليت موقت در طرف برنده رأي نداده باشد و براي آنكه كسي رأي خود را تغيير دهد خيلي دير شده باشد (بنگريد ص. 395)، مي‌توان اخطار پيشنهاد ابطال اين رأي در نشست بعدي را مطرح كرد. در نشست بعدي، به شرطي كه اين اخطار داده شده باشد، پيشنهاد ابطال مي‌تواند با اكثريت آراء به تصويب برسد.

حفاظت در برابر سوء استفاده از اين پيشنهاد. پيشنهاد تجديدنظر و درج در صورتجلسه مي‌تواند گاهي در معرض تلاش براي سوء استفاده، به ويژه در انجمن‌هاي عادي با اجلاس‌هاي تك‌نشستي، قرار بگيرد، زيرا به هر دو عضوي قدرت مي‌دهد اقدام صورت گرفته در يك نشست را معطل كنند. در سازمان‌ با اندازه‌ي متوسط اين پيشنهاد بايد معمولاً از موارد افراطي حفظ شود، و فقط وقتي كه تصميم نهايي در مورد موضوع، در صورت لزوم، مي‌توانست تا نشست عادي بعدي منتظر بماند، يا وقتي يك نشست تعويقي يا ويژه براي دست گرفتن آن به طور خاص ممكن باشد، در دستور تلقي شود.

اگر يك اقليت واقعي در يك نشست انتخابي از اين پيشنهاد با طرح تجديد نظر و درج در صورتجلسه نسبت به رأيي كه مستلزم اقدام پيش از نشست عادي بعدي است سوء استفاده كرد، چاره‌ آن اين است كه زمان براي يك نشست تعويقي در يك روز مناسب ديگر تعيين شود (22، 9) كه تجديد نظر را ‌بتوان فراخوان و تعيين تكليف كرد. در چنين حالتي، صِ‍رف طرح يك پيشنهاد براي تعيين يك نشست تعويقي احتمالاً سبب باز پس گيري پيشنهاد تجديدنظر و درج در صورتجلسه خواهد شد، زيرا هدف آن با شكست مواجه مي‌شود.

[1] Reconsider


پذيرش سايت | تماس | نقشه ى سايت | | آمار سايت | بازديد كنندگان : 434 / 374526

 پيگيرى فعاليت سايت fa   پيگيرى فعاليت سايت كارآمدسازي تشكل‌هاي كارفرمايي   پيگيرى فعاليت سايت قانون پارلمان: قواعد بازي دموكراسي   ?    |    سايتهاى پيوندى OPML   ?

سايت با اسپيپ درست شده است 2.1.12 + AHUNTSIC

Creative Commons License