به شبكه اطلاع‌رساني كارفرمايان ايران خوش آمديد!
برگردان بخش ديگري از جزوه‌ي «نقش تشكل‌هاي كارفرمايي در رشد و ارتقاء بنگاه»- 5

نقش تشكل‌هاي كارفرمايي در توسعه و اشتغال

31 ارديبهشت 1390

قسمت دوم جزوه‌ي «نقش تشكل‌هاي كارفرمايي در رشد و ارتقاء بنگاه‌ پايدار»، كه برگردان فارسي آن در ادامه تقديم شده، به نقش اين تشكل‌ها در توسعه و اشتغال پرداخته است. تشكل‌هاي كارفرمايي به خاطر توانايي در شناسايي موانع رشد بنگاه و فرصت‌هاي اقتصادي، به خاطر فشارهايي كه مي‌توانند براي توليد كالاهاي عمومي مانند زيرساختارها و دسترسي به سرمايه‌ي انساني و فيزيكي اعمال كنند، و به خاطر نقش آن‌ها در كاهش بي‌ثباتي سياستي مي‌توانند بهترين منابع اطلاعاتي براي دولت‌ها در سياست‌‌ سازي باشند. به شرطي كه دولت‌ها روي چاه نفت خيمه نزده باشند و هرگروه در فكر زدن زيرآب تيرك خيمه نباشد.

متأسفانه، جزوه‌هايي كه از سوي سازمان‌هاي بين‌المللي و به عنوان دستور العمل يا راهنما نوشته مي‌شوند، معمولاً برخي از خصوصيات را ذاتي تمام جوامع انساني مفروض مي‌گيرند، در حاليكه تجربه‌هاي دهه‌هاي اخير خلاف اين امر را نشن مي‌دهد و مشاهده‌ي شد كم نيستند جوامعي كه در آن‌ها رفتارهاي محيرالعقول هوش از سر آدمي مي‌پراند. اين جزوه‌ هم پر از نكات بديهي و عقل سليمي است، ولي كافي است به آمارهاي مربوط به اشتغال توجه كنيم تا دريابيم در كجاي جهان ايستاده‌ايم و چنين رهنمودهايي براي تشكل‌هاي كارفرمايي فعال در اين سرزمين غريب تا چه اندازه محلي از اعراب دارند يا ندارند؟

در هر حال، مطالعه‌ي انتقادي اين جزوه، كه در سال 2010 از سوي دفتر فعاليت‌هاي كارفرمايي سازمان بين‌المللي كار منتشر شده به تمام تشكل‌هاي كارفرمايي توصيه مي‌شود.

2. نقش تشكل‌هاي كارفرمايي در توسعه و اشتغال

براي مطالعه‌ي بخش پيشين اينجا را كليك كنيد

در حال حاضر جامعه‌ي جهاني اذعان دارد كه فعاليت كارآفرينانه و خلق بنگاه و توسعه، بنيادهاي حياتي جوامع براي مبارزه پايدار با فقر مزمن هستند.

رشد پايدار اقتصادي، به لحاظ تجربي، فقر را كاهش مي‌دهد،‌ و بخش خصوصي رشد را به پيش مي‌راند پيوند بين رشد اقتصادي و سرمايه‌گذاري قوي بخش خصوصي نيز روشن است. [1] همانطور كه كوفي عنان دبيركل پيشين سازمان ملل تأكيد مي‌كرد:«اين غيبت فعاليت‌ كسب و كار گسترده-بنياد است كه بيشتر رنح بشريت را محكوم مي‌‌كند و نه حضورش». به طور خاص، اكنون جامعه‌ي جهاني بر اهميت ايجاد فضاي توانمندساز براي تسهيل توسعه‌ي بخش خصوصي به عنوان يك هدف كليدي توسعه تمركز دارد:

براي تجهيز منابع داخلي، افزايش بهره‌وري، كاهش فرار سرمايه، تشويق بخش خصوصي، و جذب و مؤثرسازي استفاده از كمك و سرمايه‌گذاري بين‌ المللي، فضاي داخلي توانمندساز حياتي است. تلاش‌ها براي خلق چنان فضايي بايد از طرف جامعه جهاني مورد حمايت قرار بگيرد. ملل متحد، 2008، بند 42).

در اين تلاش‌ها، نقش تشكل‌هاي كارفرمايي در پيگيري يك دستوركار براي خلق ثروت، بنگاه‌ و شغل‌ در درجه‌ي اول اهميت قرار دارد.

بخش خصوصي نه فقط يك نقش اصلي براي بازي كردن دارد، بلكه همچنين سهم عظيمي در خلق و تقويت جوامع مرفه و با ثبات بازي مي‌كند. به عنوان موتور اصلي ايجاد شغل، كسب و كار وقتي رشد مي‌كند كه كارگران و مشتريانش رشد كنند؛ كسب و كار در جوامع خوش‌ كاركرد، براي بازيگران اقتصادي و براي بشريت، بهتر و اثربخش‌تر كار مي‌كند.

بعضي از اثربخش‌ترين روش‌هاي تشويق تقاضاي بيشتر براي اصلاحات شامل اين موارد مي‌شود: . . . پ) ظرفيت سازي براي . . . سازمان‌هاي نمايندگي بخش خصوصي . . . ج) خلق فرصت‌ها براي گفتگو با بخش عمومي كه به جامعه‌ي كسب و كار اجازه مي‌دهد تا تجربه‌هايشان از فضاي كسب و كار را منتقل كنند.. . .

براي تضمين نتايج پايدار در دراز مدت، مهم است كه دولت ملي و بخش خصوصي مالكيت كامل روند اصلاحات كسب و كار. . . [و] نظارت بر ساختارها و روند‌ها را در اختيار داشته باشند . . .

توسعه‌ي ظرفيت‌ [ذينفعان محلي] براي مشاركت در اصلاح فضاي كسب و كار براي اصلاحات پايدار و موفق حياتي است. (كميته‌ي اهداء براي توسعه‌ي بنگاه. 2008).

سازمان‌هاي خوش‌كاركرد كسب و كار پيوند بين بنگاه‌ها و دولت، بين سطح كلان و سطح خرد هستند و براي تثبيت فضاي كسب و كار كه به تمام بخش‌ها و جامعه سود مي‌رساند حياتي‌اند. به علاوه، بين انجمن‌هاي قوي كسب و كار و عملكرد اقتصادي خوب، از چشم‌انداز اقتصاد كلان و خرد هر دو، پيوند مستقيم وجود دارد.

در سطح اقتصاد كلان، تشكل‌هاي كارفرمايي (يا، گسترده‌تر، انجمن‌هاي كسب و كار) ثابت كرده‌اند شريك مهمي در شكل‌بخشي به شرايط نهادي براي رشد اقتصادي و كاهش فقر هستند. آن‌ها، به خاطر توانمندي‌ براي شناسايي موانع رشد بنگاه و فرصت‌هاي اقتصادي؛ به خاطر فشارهايي كه مي‌توانند براي خلق يا بهبود كالا‌هاي عمومي، مانند زيرساختارها، دسترسي به سرمايه‌ي انساني و فيزيكي، فناوري اطلاعات مالي، اعمال كنند؛ و نيز به خاطر نقش‌اشان در كاهش بي‌‌ثباتي سياسي، كه بر تصميم‌هاي كسب و كار و سرمايه‌گذاري تأثير سوء مي‌گذارد؛ نقش مهمي به عنوان منابع اطلاعات بازار براي دولت در تلاش‌هايش در سياست‌سازي‌ ايفاء مي‌كنند.

بين رشد اقتصادي و انجمن‌هاي كارآمد كسب‌ و كار رابطه‌ي مستقيمي وجود دارد (به عنوان نمونه، در تحقيقي از انجمن‌هاي كسب و كار در جنوب شرقي آسيا، آسياي شرقي و زيرصحراي آفريقا). همچنين بين انجمن‌هاي كسب و كار كارآمد و كاهش فقر نيز رابطه‌ي مستقيم مي‌توان يافت. داده‌ها حاكي از ان است كه روابط كارآمد‌تر كسب و كار نه فقط به نرخ رشد بالاتر منحر مي‌شود، بلكه همچنين به نرخ بالاتر رشد براي مردم فقير مي‌انجامد.

در ارتباط با تأثيرات كلان‌اقتصادي بر عملكرد بنگاه ناشي از عضويت در تشكل‌هاي كارفرمايي، قريشي و ولد (2007) نشان دادند كه عضويت در يك انجمن كسب و كار عملكرد كارخانه‌ي زامبيايي را در شكل ارتقاء بهره‌وري بين 37 تا 41 درصد بهبود بخشيده است. آنان همچنين دريافتند كه عضويت در يك انجمن كسب و كار به طور خاص براي بنگاه‌هاي كوچك و متوسط مفيد بوده است. در تحقيقي كه در هفت كشور زيرصحراي آفريقا صورت گرفته، عضويت در يك انجمن كسب و كار بهره‌وري بنگاه را بين 25 تا 35 درصد بهبود بخشيده است. اين يافته‌ها همچنين آثار مثبت براي كارگران و بهره‌وري نيروي كار (افزايش متوسعه كاركرد) را نيز نشان داده‌اند.

بنا بر اين، تشكل‌هاي كارفرمايي ملي، جايگاه مناسبي هستند تا در عملكرد اقتصادها و بازارهاي كار عوامل تغيير باشند، و نقش كليدي در ارايه‌ي ثبات، شفافيت و پايداري بيشتر ايفاء كنند. با اين وجود، در بيشتر كشورها اين امر مستلزم تعديل‌هاي چشم‌گير در تشكل‌هاي كارفرمايي موجود براي مواجهه با چالش‌هاي فراوان توسعه‌ است.

در تمام دنيا، تشكل‌هاي كارفرمايي در شرايط خاص، اغلب به دلايل متفاوت،‌ متحول شده‌اند. در اروپا، تشكل‌هاي كارفرمايي در همان زماني سربرآوردند كه اتحاديه‌هاي كارگري رشد كردند و روي روابط صنعتي تمركز كردند. براي بخش خوب قرن گذشته، تشكل‌هاي كارفرمايي در بيشتر كشورها به سازمان همكاري اقتصادي و توسعه تعلق داشتند و سازمان‌هايي با تمركز كامل بر روابط صنعتي باقي ماندند. آن وضعيت اكنون دگرگون شده،‌ و تشكل‌هاي كارفرمايي كشورهاي توسعه‌ يافته اكنون با تمام امور يا بيشتر عرصه‌هاي سياستي مؤثر بر كسب و كار برخورد مي‌كنند و به سازمان‌هاي كسب و كار و كارفرمايي تبديل مي‌شوند.

در بسياري از كشورهاي آمريكاي لاتين، سنت تفاوت داشت و تشكل‌هاي كسب و كار نه به خاطر برخورد با روابط صنعتي بلكه بيشتر براي برخورد با مسائلي مانند مشروعيت مالي يا تجارت خارجي ايجاد شدند. اكنون آن‌ها در روابط صنعتي نيز نقش دارند.

در اروپاي شرقي، يك نظام اتاق اجباري كه در طول جنگ سرد مستقر شده بود اكنون قانوناً با سازمان‌هاي گسترده‌تري جايگزين شده‌اند كه در طيف سياست عمل مي‌كنند. در جهان عرب، بعضي از اين چالش‌ها برجا باقي مانده است.

بسياري از كشورهاي آسيايي و آفريقايي الگوي كشورهاي اسعماري قبلي را تا حد زيادي دنبال كرده‌اند و تشكل‌هاي كارفرمايي سنتي را مستقر ساخته‌اند كه طبق الگوي روابط صنعتي هستند. در نتيجه، امروز صداي كسب و كار در بعضي از اين كشور‌ها مي‌تواند منعكس شوئد.

دلايل كليدي براي تغيير از سازمان‌ متمركز بر مسائل روابط صنعني به سازمان‌هايي كه در مورد مسائل گسترده‌‌تر سياستي عمل مي‌كنند متعدد، پيچيده و گاهي ملت‌-ويژه است، اما شامل اين‌ها مي‌شود:
- 1) منافع سياستي ناشي از صداي متحد كسب و كار (يعني، اجتناب از رويكرد متفرق شده توسط دولت‌ها و ديگران)؛
- 2)منافع كلي ناشي از تعلق به يك تشكل‌ جمعي؛ و
- 3)تشكل‌هاي ملي قوي‌تر كه مي‌توانند براي كسب و كار در مورد طيفي از عرصه‌هاي سياستي با اختيار سخن بگويند. تأثير جهاني سازي نيز يك عامل مهم بوده است.

در بعضي موارد، فائق شدن بر چالش‌هاي توسعه‌اي و ايفاء نقش سياستي كامل‌تر از سوي جامعه‌ي كسب و كار، مستلزم تغييرات دشوار ساختاري براي تعدادي از تشكل‌هاي كارفرمايي خواهد بود.

3. تدوين راهبردهاي رشد

برگردان بخش پسين را اينجا بخوانيد

[1] يك تحقيق در مورد 50 كشور در حال توسعه از سال 1970 تا 1998 رابطه‌ي بين سرمايه‌گذاري بخش خصوصي و عمومي و رشد و اقتصاد‌ها را بررسي كرد. كشورهاي با رشد بالاتر سرمايه‌گذاري بيشتر بخش خصوصي را نشان داد (بوتان و ساملينسكي، 2000).


واژه كليدها

پذيرش سايت | تماس | نقشه ى سايت | | آمار سايت | بازديد كنندگان : 505 / 403715

 پيگيرى فعاليت سايت fa   پيگيرى فعاليت سايت كارآمدسازي تشكل‌هاي كارفرمايي   پيگيرى فعاليت سايت نقش تشكل‌هاي كارفرمايي در رشد و ارتقاء بنگاه‌هاي پايدار   ?    |    سايتهاى پيوندى OPML   ?

سايت با اسپيپ درست شده است 2.1.12 + AHUNTSIC

Creative Commons License