به شبكه اطلاع‌رساني كارفرمايان ايران خوش آمديد!
ترجمه‌ي چهل و هفتمين قسمت از كتاب «نظام‌نامه‌ي انجمن»

مقامات در سازمان‌هاي انتخابي: روش انتخاب و وظايف آنان

9 آبان 1389 [مترجم: داود حسين]
يكشنبه 31 اكتبر 2010 بوسيله ى ژنرال هنري مارتين رابرت

با تثبيت نهايي «كانون عالي انجمن‌هاي صنفي كارفرمايي ايران»‌ به عنوان تنها سازمان ملي تمام كارفرمايان كشور، به طور طبيعي رقابت براي كسب رهبري در تمام اركان تصميم‌گيري آن شدت خواهد گرفت، و كارفرمايان از بخش‌هاي مختلف اقتصادي و جغرافيايي كشور تمايل خواهند داشت تا نمايندگان خود را در مراكز مهم تصميم‌گيري اين مهم‌ترين سازمان كارفرمايي مستقر كنند. اما از آنجا كه تعداد اين سمت‌ها محدود است، انتخاب يك نماينده عملاًً به معناي حذف رقبا از آن سمت خواهد بود. آيا اقدام براي پيروزي يك كانديداي مطلوب، كه به معناي تلاش براي به شكست كشاندن كانديداي رقيت خواهد بود،‌ نامشروع و ناپسند است؟ هرگز.

يك مجمع تصميم‌گيري جدي، كه در آن هر عضو صاحب «رأي» و «انديشه»‌ است، بسيار شبيه‌ صحنه‌‌ي نبرد گلادياتور‌هاست. با اين تفاوت كه ابزار مبارزه‌ي گلادياتو‌رها كشنده بود، اما در مجامع تصميم‌گيري با «اكثريت آراء» است كه رقيب را كنار مي‌زنند، و مي‌بينيد كه در تمام دموكراسي‌هاي واقعي، گاهي حتي يك رأي سرنوشت دولت‌ها را تعيين مي‌كند.

از همين رو، فقط در جايي كه اهميت حتي يك «رأي» شناخته شده باشد،‌ اهميت «قواعد بازي دموكراسي» نيز درك مي‌شود. وگرنه در جاهايي كه آراء ميليوني را ناديده بگيرند و ابتدائي‌ترين اصول و توافقات كار جمعي را با نوچه‌پروري لگد مال كنند تا رأي بياورند، سخن گفتن از انجمن و كانون مسخره كردن خود و ديگران خواهد بود.

در هر حال، آنچه كه در ادامه تقديم خواهد شد ترجمه‌ي چهل و هفتمين قسمت كتاب «رابرت روولز آو اوردر» [1] است كه با عنوان فارسي موقت «نظام‌نامه‌ي انجمن» به فارسي ترجمه شده و به زودي منتشر خواهد شد.

در اين بخش، مقام‌ها و روش‌ انتخاب و وظايف آنان در سازمان‌هاي انتخابي و انجمن‌ها مورد بررسي قرا گرفته است.

خاطر نشان مي‌شود، انجمن‌ها و سازمان‌هاي انتخابي، معمولاً، اين كتاب يا كتاب‌هاي مشابه آن را به عنوان «مرجع پارلماني» خود به تصويب مي‌رسانند و انواع مجامع، كميته‌هاو شوراهاي تصميم‌گيري خود را براساس قواعد آن اداره مي‌كنند.

به تمام كساني كه در انجمن‌ها، شوراها، احزاب، و سازمان‌هاي انتخابي و مبتني بر آراء اعضاء فعاليت مي‌كنند توصيه مي‌شود از مطالعه‌ي اين كتاب و آشنايي با قواعد استاندارد اداره‌ي انجمن‌ها دريغ نورزند.

براي خواندن ساير بخش‌هاي ترجمه‌ي شده‌ي اين كتاب به بخش «عرف پارلماني» در همين سايت و يا سايت ُ«مؤسسه اخلاق پزشكي ايرانيان» مراجعه كنيد.

§ 47 - مقامات

همانطور كه در صفحه‌ي 21 [2] بيان شد، حداقل مسؤلان لازم براي اداره‌ي امور مجمع تصميم‌گيري يك رئيس و يك منشي يا يك دفتردار است. وظايف معمولي اينان و ساير مسؤلاني كه عموماً در انجمن‌هاي سازمان‌يافته لازم هستند در اين بخش جمع‌بندي و توصيف مي‌شود. هر انجمني بايد در آئين‌نامه‌هاي خود مسؤلان مورد نياز، چگونگي انتخاب يا انتصاب آنان، مدت مسؤليت، و صلاحيت‌هاي لازم براي احراز سمت يا وظايف متفاوت يا افزوده بر آنچه كه در مرجع پارلماني بيان شده را مشخص كند.

اصول لازم براي احراز سمت

در بيشتر انجمن‌ها، مسؤلان از ميان اعضاء انتخاب مي‌شوند، اما جز در تمام انجمن‌هاي سري، يك انجمن مي‌تواند مسؤلان خود را از ميان غيراعضاء انتخاب كند، مگر آنكه آئين‌‌نامه‌ها يا رويه‌هاي جاري طور ديگري مقرر كرده ‌باشند. در بسياري از هيأت‌هاي قانون‌گذاري مسؤل اداره‌ي جلسه عضو آن هيأت نيست. در بعضي از موارد در يك انجمن معمولي، نشستي كه بايد مشكلي را بررسي كند كه سبب تفرقه‌ي جدي در سازمان شده - به عنوان نمونه، يك نشست تعويقي يا فوق‌العاده (9) [3] - اين امر ممكن است كه چنين نشستي تحت رياست يك مدعو غيرعضو برگزار شود كه در امر رياست مهارت دارد؛ و چنين ترتيبي مي‌تواند با تصويب مجمع صورت پذيرد به شرطي كه رئيس و نايب رئيس‌(ها) موافق باشند. يك انجمن بزرگ با امور مالي پيچيده ممكن است بخواهد يك فرد حرفه‌اي را به عنوان خزانه‌دار استخدام كند.

به يك سمت فقط حقوقي تعلق مي‌گيرد كه براي اجراي وظايف آن سمت لازم است، و حقوق هيچ عضو انجمن را به عنوان عضو از حقوقش محروم نمي‌كند. اگر شخصي سمتي را در انجمني كه عضو آن نباشد احراز كند و آئين‌نامه‌ها آن مسؤل را عضو به اعتبار سمت [4] در هيأت مديره بدانند، در آن صورت او يك عضو كامل هيأت مديره است، با تمام حقوق همراه با آن؛ اما اين امر او را عضو انجمن نمي‌كند.

آئين‌نامه‌ها ممكن است شرط كنند كه : «هيچ كس صلاح نيست بيش از ___ دوره‌ي پي در پي در يك سمت خدمت كند». هنگام پر كردن سمت خالي براي يك دوره‌ي تمام نشده، مسؤلي كه بيش از نصف دوره‌ را در آن سمت خدمت كرده است به عنوان كسي كه تمام دوره را خدمت كرده تلقي مي‌شود. همانطور كه در صفحه 430 بيان شده، دوره‌ي سمت به محض آنكه مسؤل آن انتخاب شد آغاز مي‌شود، مگر آنكه آئين‌نامه‌ها زمان ديگري را مقرر كرده‌ باشند.

مسؤلان منتخب

پرزيدنت يا چيرمن [5] . مقام رياست [6] مجمع معمولي، هنگامي كه هيچ عنوان خاصي براي آن تعيين نشده باشد، يا در يك تشكل سازمان‌نيافته مانند نشست‌هاي توده‌اي (53)، چيرمن ناميده مي‌شود. در انجمن‌هاي سازمان‌يافته عنوان مقام رياست معمولاً از سوي آئين‌نامه‌ها توصيف مي‌شود، و اصطلاح پرزيدنت رايج‌ترين عنوان است. اصطلاح چيرمن در يك نشست به شخصي گفته مي‌شود كه در آن زمان عملاً جلسه را رياست مي‌كند، چه آن شخص مقام رياست دائمي باشد يا نه. همين اصطلاح در مورد كرسي مقام رياست در سالن نيز به كار مي‌رود كه از فراز آن جلسه‌ را رياست مي‌كند، و نبايد از سوي اعضاء ديگر به عنوان محل ارايه‌ي گزارش يا گفتگو در مذاكرت جلسه از آن استفاده شود (نيز بنگريد. ص 437). در مجامعي كه چيرمن‌هاي كميته‌‌ها يا ديگران به ميزخطابه براي ارايه‌ي گزارش خود نياز داشته باشند،‌ يك ميزخطابه ديگر كنار سكو يا در جلو صحن بايد تدارك ديده شود به نحوي كه چير بتواند جاي رياست خودش را حفظ كند. براي روشي كه در يك نشست بايد چير را مخاطب قرار داد بنگريد به صفحه‌هاي 22 و 23.

مقام رياست يك مجمع، به ويژه يك مجمع بزرگ، بايد اصولاً به خاطر توانايي رياست كردن جلسه انتخاب شود. اين شخص بايد در قانون پارلمان استاد باشد و با آئين‌نامه‌ها و ساير قواعد سازمان به طور كامل آشنا باشد- حتي اگر از يك پارلمانتارين كمك بگيرد. در عين حال، هر مقام رياستي بايد به خاطر داشته باشد كه هيچ قاعده‌اي جاي عقل سليم و تدبير چيرمن را نمي‌گيرد.

وظايف مقام رياست يك مجمع. وظايف اصلي مقام رياست يك مجمع بر اساس قانون پارلمان - با ارجاع‌ها، در موارد لازم، به توصيف‌هاي كامل‌تر در جاهاي ديگر اين كتاب - در زير فهرست شده است. اطلاعات اضافي مرتبط با وظايف چير در موارد خاص در بررسي موضوع‌هاي مربوط يافت مي‌شود. وظيفه‌ي مقام رياست يك مجمع عبارت است از:
- 1) افتتاح جلسه در زمان تعيين شده از طريق نشستن بر كرسي و دعوت جلسه به دستور (ص. 24)، پس از اطمينان از احراز نصاب (ص20 تا 21؛ 40).
- 2) اعلام ترتيب مناسب كار‌هايي كه در برابر مجمع قرار دارد يا طبق رويه‌ي امور، آجندا، يا برنامه، و همراه با برنامه‌هاي كاري آن روز طبق نظام‌نامه هستند(41).
- 3) تأييد كردن كساني كه شرايط صحبت كردن را احراز مي‌كنند (ص.28 تا، 42).
- 4) قرائت تمام موضوع‌هايي كه به صورت مشروع در برابر مجمع قرار مي‌گيرند و اخذ رأي در مورد آن‌ها مانند پيشنهادها يا موضوع‌هاي ديگري كه در جريان بررسي امور مطرح مي‌شوند (به جز موضوع‌هاي مرتبط با خود مقام رياست، به روشي كه در ادامه توضيح داده شده)، و بيان نتايج هر رأي‌گيري (4)؛ يا، اگر پيشنهادي كه طبق نظام‌نامه نيست مطرح شده باشد، صدور حكم مبني بر خارج از نظام‌نامه‌ بودن آن. (براي شرايطي كه تحت آن رئيس رأي مي‌دهد، بنگريد به ص. 392 تا 393. نيز بنگريد به بحث توافق عمومي، ص. 51 تا 53.)
- 5) حفظ مجمع از پيشنهادهاي بيهوده و وقت‌گير از طريق نپذيرفتن آن‌ها (39).
- 6) اعمال قواعد مرتبط با مذاكره و قواعد مربوط به نزاكت در مجع (ص. 21 تا 24، 41 تا 42؛ 43).
- 7) تسريع امور مجمع به هر روش منطبق با حقوق اعضاء.
- 8) داوري كردن در مورد طبق نظام‌نامه بودن تمام مسائل (23)، به جز موضوع فرجام (24) - در غير اين صورت، هنگام ترديد، مقام رياست از ابتداء ترجيح مي‌دهد كه چنان موضوعي را براي اخذ تصميم به مجمع ارجاع دهد.
- 9) پاسخ‌گويي به پرسش‌هاي اعضاء در مورد رويه‌هاي پارلماني (تحقيق پارلماني، ص 281 تا 282)‌ يا اطلاعات مؤثر بر امور مجمع (اخطار اطلاعات، ص. 282 تا 283).
- 10)‌ صحه گذاشتن، در مواقع ضروري، بر تمام قوانين، ترتيبات، و رويه‌هاي مجمع با امضاء خويش.
- 11) اعلام ختم مجمع وقتي كه مجمع به آن رأي دهد يا - در زمان تعيين شده در برنامه، يا هنگامي كه يك حادثه‌ي غيرمترقبه بر امنيت حاضران تأثير بگذارد (8، 21).

در هر زمان، مقام رياست علاوه بر اسناد لازم براي كارهاي جلسه، بايد اسناد زير را در دست داشته باشد:

- ● يك كپي از آئين‌نامه‌ها و ديگر قواعد سازمان؛
- ● يك كپي از مرجع پارلماني (كه اگر در آئين‌نامه‌ها توصيف شده باشد،‌ اين كتاب است)؛
- ● فهرست تمام كميته‌هاي موقت و دائمي و اعضاء آن‌ها؛ و
- ● يادداشتي از برنامه‌ي كار كه تمام مسائل آشنايي را كه ممكن است مطرح شوند، به ترتيب مناسب و عنوان‌هاي درست - يا براساس زمان‌هاي تعيين شده، به نحوي كه كاربردي باشند.

جز در هيأت‌‌ها و كميته‌هاي كوچك، مقام رياست هنگامي كه جلسه‌اي را به دستور فرامي‌خواند يا ختم آن را اعلام مي‌كند، يا وقتي موضوعي را به رأي مي‌گذارد بايد برخيزد. همچنين هنگام توضيح دلايل حكم خود در مورد اخطار نظام‌نامه‌اي (اگر اين توضيح بيش از چند كلمه طول بكشد) يا هنگام صحبت در جريان مذاكره در باره‌ي فرجام يا اخطار نظام‌نامه‌اي كه به داوري مجمع ارجاع شده، بايد بدون ترك كرسي از جا برخيزد (23، 24).

هنگام صحبت در نوبت اول در جريان مذاكره در دو مورد اخير، وي مي‌تواند به جاي ساير اعضاء اينگونه عمل كند (بنگريد ص. 246 و خصوصيت استاندارد 5، ص 242، 249 تا 250). در جريان مذاكره هنگامي كه عضوي در باره‌ي موضوعي دارد صحبت مي‌كند، مقام رياست بايد نشسته باقي بماند - مگر آنكه ديد بين او و اعضاء مسدود شده باشد، كه در آن حالت بايد وقتي اعضاء صحبت مي‌كنند كمي عقب بكشد. جز در مواقعي كه الأن گفته شد، مقام رياست مي‌تواند هر طور كه براي جلب توجه مجمع، اعمال نظم و از اين قبيل، راحت تشخيص دهد، بايستند يا بنشيند - مشروط بر اينكه جايگاه او به نحوي باشد كه حتي وقتي مي‌نشيند بتواند تمام سالن را ببيند و تمام حاضران نيز بتوانند او را ببينند (نيز بنگريد به ص. 21، 433).

هرگاه پيشنهادي مطرح شود كه فقط به مقام رياست در موقعيتي غيرمرتبط باساير اعضاء ارجاع كند، يا آنكه وي را همراه ديگران نكوهش يا ستايش كنند، او بايد در جريان بررسي اين پيشنهاد از سوي مجمع كرسي را به نايب رئيس يا يك جانشين موقت بسپارد، درست مانند موردي كه بخواهد در يك مذاكره شركت كند (بنگريد به پائين، نيز به ص. 382 تا 383). در هر حال، رئيس نبايد از به رأي گذاشتن يك پيشنهاد مبني انتخاب مسؤلان يا انتصاب نمايندگان يا يك كميته حتي اگر شامل وي باشد اكراه داشته باشد.

جايگزين‌هاي موقت رئيس. اگر لازم شود كه در جريان يك نشست رئيس كرسي را ترك كند، يا اگر رئيس غائب باشد، يك جايگزين - كه او نيز نبايد به خاطر موانعي كه در بند پيش گفته شد از رياست منع شده باشد - به صورت موقت كرسي را به شكل زير احراز مي‌كند:

1) نايب رئيس. اگر رئيس به هر دليل كرسي را ترك كند يا غائب باشد، نائيب رئيس يا نايب رئيس اول معمولاً بايد كرسي را احراز كند مگر آنكه او نيز به دليل حضور در مذاكره يا به هر دليل ديگر بايد از خودش براي رياست در موارد خاص سلب صلاحيت كند؛ و اگر نائب رئيس اول نيز غائب باشد يا مي‌بايست از خود سلب صلاحيت كند، انتقال وظيفه‌ي رياست به نائب رئيس بعدي در دستور است. به اين دليل، اگر نائب رئيسان بيش از يك نفر باشندف آئين‌نامه‌ها بايد تعداد آنان را ذكر كند، و اشخاص بايد براي سمت‌هاي مشخص انتخاب شوند. با اين همه بايد خاطر نشان شود كه اگر آئين‌نامه‌‌ها رئيس منتخب [7] پيش‌بيني كرده باشند، معمولاً شرط مي‌كنند كه رئيس منتخب در انتخاب براي رياست از نائب رئيس اول سبقت مي‌گيرد.

2) رئيس انتصابي موقت. اگر در جريان يك نشست رئيس كرسي را ترك كند و نايب‌ رئيس در دسترس نباشد، وي مي‌تواند، به شرط تصويب مجمع، آنطور كه در ص382 تا 383 توضيح داده شد، موقتاً يك رئيس موقت منصوب كند. بازگشت رئيس، آمدن نايب رئيس، يا نخستين ختم جلسه، به اين انتصاب خاتمه مي‌بخشد، و مجمع مي‌تواند با انتخاب يك رئيس ديگر به صورت زودهنگام آن را خاتمه دهد (نيز بنگريد به ص. 642). مقام رياست دائمي، با علم به اينكه در نشست آتي غائب است،‌ از پيش نمي‌تواند عضو ديگري را به جاي خود بگمارد.

3) رئيس انتخابي موقت. اگر رئيس يا هيچ نائب رئيسي حضور نداشته باشند - منشي يا در غياب منشي يك عضو ديگر، بايد جلسه را به رسميت فرابخواند، و مجمع بايد بي‌درنگ يك رئيس (چيرمن.م) موقت براي رياست در جريان آن اجلاس انتخاب كنند. اين مسؤليت با ورود رئيس يا نائب رئيس، يا با انتخاب يك رئيس موقت ديگر خاتمه مي‌يابد. اگر مجمع فعلي بخواهد يك رئيس موقت براي احراز سمت تا اجلاس‌هاي آتي انتخاب كند (در حالتي كه رئيس [پرزيدنت.م] و نائب رئيس قادر به انجام وظايف خود در طول اين مدت نباشند)، اطلاعيه مي‌بايست در نشست قبلي صادر مي‌شد و يا در فراخوان نشستي كه در آن چنين انتخابي صورت مي‌گيرد، قيد مي‌شد.

دادن اجازه به رئيس يك كميته در بعضي از انجمن‌ها براي رياست بر يك مجمع يا اخذ رأي در مورد موضوعات در جريان ارايه‌ي گزارش كميته تعدادي از اصول قانوني پارلماني مرتبط با بي‌طرفي رئيس و نامناسب بودن مداخله‌ي او در مذاكرات را، بدون سخن گفتن از وظيفه‌ي مقام رياست دائمي در ارتباط با رياست جلسه (بنگريد به ص. 432 تا 436)، نقض مي‌كند.

پيشنهادهايي براي رئيسان بي‌تجربه. هرچه مجمع بزرگتر، شناسايي ضعف‌هاي مقام رياست آسان‌تر. تلاش‌ها براي بهره‌ بردن از چنين ناكامي‌هايي گاهي به نتايج فاجعه‌بار منجر مي‌شود. اغلب گفته مي‌شود كه دانايي توانايي است، و اين مطلب به خصوص در اينجا صدق مي‌كند. مقام رياست بايد با «وظايف مقام رياست در مجمع»، آنطور كه در صفحه‌هاي 433 تا 436 گفته شد، به خوبي آشنا باشد، و اسناد فهرست شده در صفحه‌ي 435 همراهش باشد. هيچ بديل قابل‌پذيرشي براي رويه‌ي پارلماني جهت انجام كارها در يك مجمع تصميم‌گيري وجود ندارد، با اين حال بسياري از مقام‌هاي رياست مي‌كوشند تا با حداقل شناخت سركنند. اين رويكرد ناگزير به نشانه‌هاي عدم اعتماد به نفس منجر مي‌شود. مقام رياست بايد تمام تلاش خود را صرف كند تا رويه‌ي پارلماني را بيش از هر عضو ديگري بياموزد، و دست كم با يك از 9 مطالب اين كتاب آشنا شود و فهرست پيشنهادهاي عادي با رعايت اولويت آن‌ها را كه در صفحه‌ي 4 ترامه آمده حفظ كند. رئيس جلسه بايد قادر باشد با سرعت كافي به جدول قواعد مرتبط با پيشنهادها در صفحه‌هاي 6 تا 29 ترامه اين كتاب مراجعه كند تا مورد تمام نكاتي كه در آنجا آمده داوري كند. اين گام‌ها ساده هستند و رئيس را قادر مي‌سازند تا با سرعت بر رويه‌ي پارلماني مسلط شود. هنگامي كه نكات دشواري مطرح شود، قرائت دقيق توضيح‌هاي جامع چنين نكاتي در متن اين كتاب سبب درك آسان ‌آن‌ها خواهد شد.

مقام رياست نبايد به اعضاء اجازه دهد فشار آورند كه مراحل پارلماني كوتاه شود يا رعايت نشود. وقتي پيشنهادي مطرح مي‌شود، نبايد آن را به رسميت بشناسد يا نبايد اجازه‌ دهد هيچ كس صحبت كند تا آن پيشنهاد (وقتي لازم است) مورد حمايت قرار بگيرد و پيشنهاد را قرائت كرده باشد. رئيس جلسه بايد به ويژه مراقب باشد تا اطمينان حاصل شود كه اعضاء هميشه بدانند موضوع بلافاصله در دست بررسي - پيشنهادي كه درست در لحظه‌ي بعدي بايد به رأي‌گذاشته شود - چيست. ناكامي مقام رياست در انجام چنين وظيفه‌اي يكي از مهم‌ترين عوامل آشفتگي در يك مجمع است.

رئيس جلسه بايد با دقت از دستور‌كارهاي مربوط به قرائت يك پيشنهاد يا قطعنامه كه در صفحه‌هاي 36 تا 37 ارايه شده پيروي كند. به ويژه در قرائت يك پيشنهاد نانوشتهف رئيس جلسه هميشه بايد بگويد، «پيشنهاد و حمايت شده كه» و سپس تمام كلمات يك پيشتهاد را، صرف‌نظر از اينكه از سوي پيشنهاد دهنده چگونه صورتبندي شده است، به طور كامل بگويد. رئيس جلسه نبايد با گفتن اينكه «پيشنهاد را شنيديد» يا «آن پيشنهادي كه مطرح و حمايت شد»، از انجام اين وظيفه‌ي خطير خودداري كند. رئيس جلسه بايد در بيان دقيق هر اصلاح پيشنهادي مراقب باشد تا روشن سازد تأثير تصويب آن اصلاحيه بر پيشنهاد چه خواهد بود. پس از رأي گيري در مورد هر اصلاحيه، او بايد پيشنهاد را به عنوان نتيجه‌ي تصويب يا عدم تصويب اصلاحيه تجديد قرائت كند (بنگريد به ص. 137 تا 137). بالاتر از تمام اين‌ها، رئيس جلسه بايد، درست پيش از اخذ رأي، موضوعي را كه مجمع بايد در مورد آن تصميم بگيرد با دقت روشن سازد. خطر به تنگ آوردن حوصله‌ي مجمع با تكرار كلمات يك پيشنهاد براي آنكه همه نسبت به آن آگاه شوند، از خطر اخذ رأيي كه تأثير آن حتي بر چند عضو ناروشن باشد به مراتب بهتر است.

وقتي رأي‌ گرفته شد، و پيش از آنكه عضوي از رئيس وقت بگيرد، بايد نتيجه رأي‌گيري و موضوع در دست بررسي بعدي را، اگر باشد، اعلام كرد. در يك مجمع بزرگ كه ميكروفن لازم است، رئيس جلسه بايد اصرار كند تا عضو نزديك ميكروفون برود و خودش را معرفي كند. اين تأخير كوتاه براي آرام ساختن احساسات هيجاني مفيد بسيار است. تلاش براي كوتاه‌سازي الزام‌هاي رويه‌ پارلماني علامت تلاش براي جانشين كردن اراده‌ي اعضاء به جاي رهبري پارلماني مقام رياست است. يك نمونه‌ي نارايج از اين نوع تلاش‌ها در خط 31 تا 36 صفحه‌ي 388 توصيف شده است جايي كه يك عضو مي‌كوشد تا به سرعت نوبت بگيرد تا پيشنهادي را در رقابت با پيشنهاد ديگري ارايه دهد كه از سوي مقامات براي طرح آن از سوي عضو ديگر برنامه‌ريزي شده است. قاطعيت،‌ و در همان حال، اصرار آرام بر نظم هميشگي يك فن اساسي براي توسعه‌ي يك مقام رياست با مهارت است.

در حاليكه شناخت و منش آمرانه براي امور نظام‌نامه‌اي اساسي هستند، رئيس يك مجع تصميم‌گيري معمولي، به ويژه يك مجمع بزرگ، بايد از تمام اعضاء در مورد ماهيت موضوعات كم‌تر صحبت كند. او بايد ضمن ارايه‌ي يك رهبري قوي، منصف باشد. هرگز نبايد هيجان‌زده شود؛ و حتي نسبت به مزاحم‌ترين اعضاء نيز هرگز نبايد بي‌انصاف باشد؛ يا از عدم شناخت عضوي نسبت به قانون پارلماني سوءاستفاده كند، حتي اگر از اين كار يك فايده‌ي موقتي نيز حاصل شود. رئيس هرگز نبايد بيش از آنچه كه براي نشست لازم است فني و سختگير باشد. داوري خوب يك امر اساسي است؛ مجمع ممكن است از طريق رفتار غيرتشريفاتي با كاربرد پارلماني و طبعيت آرامش چنان ماهيتي داشته باشد كه اِعمال سختگيرانه‌ي قواعد، به جاي كمك، كارها را به تأخير بياندازد. اما در مجامع بزرگ كه كارهاي زيادي بايد در آن‌ها انجام شود، و به ويژه در جايي كه احتمال بروز مشكلات وجود دارد، تنها روش مطمئن الزام به رعايت دقيق قواعد است.

وظايف مديريتي رئيس انجمن. تمام وظايف مقام رياست كه در بالا توصيف شد مربوط به كاركرد رياست بر نشست‌هاي مجمع است. علاوه بر اين، در بسياري از انجمن‌هاي سازمان‌يافته، رئيس به عنوان مقام اجرايي و مديريتي وظايفي دارد؛ اما اين وظايف خارج از گستره‌ي قانون پارلماني هستند، و چنين اختياراتي فقط تا آنجاست كه آئين‌نامه‌ها مشخص مي‌كنند. در بعضي از سازمان‌ها رئيس مسؤل انتصاب‌، و يك عضو به اعتبارِسمت در تمام كميته‌ها (به جز كميته‌ي معرفي نامزد، كه بايد با صراحت استثناء شود)‌ مي‌باشد، اما فقط وقتي آئين‌نامه‌ها - يا در موارد جداگانه، با رأي مجمع - چنين اختياري داده شده باشد اين اختيار و منزلت را كسب مي‌كند. به عنوان يك عضو به اعتبارِسمت در كميته، رئيس همان حقوقي را دارد كه ساير اعضاء كميته دارند، اما ملزم نيست كه در نشست‌هاي كميته شركت كند و هنگام شمارش تعداد اعضاء براي تعيين حصول نصاب، شمرده نمي‌شود.

رئيس منتخب. بعضي از سازمان‌ها تمايل دارند رئيس خود را يك دوره‌ي كامل زودتر انتخاب كنند، و در چنين مواردي، طي دوره‌ي بعد، شخص انتخاب شده را رئيس منتخب [8] مي‌نامند. چنين مقامي فقط به شرط اينكه آئين‌نامه‌ها تصريح كرده‌ باشند وجود خواهد داشت، كه در آن صورت اعضاء هرگز براي سمت رياست به هيچ كس رأي نخواهند داد،‌ بلكه يك رئيس منتخب و ساير مقامات سازمان را انتخاب مي‌كنند. در نتيجه، وقتي عضوي دوره‌ي خودش را به عنوان رئيس منتخب كامل كرد، به طور خود به خودي براي يك دوره‌ي كامل به عنوان رئيس خدمت خواهد كرد. وقتي فردي به عنوان رئيس منتخب انتخاب شد مجمع نمي‌تواند تصميم خودش را در مورد جانشيني آن فرد به جاي رياست تغيير دهد، مگر آنكه وي سمت خود را در طول دوره‌ي خدمتش به عنوان رئيس منتخب ترك كند يا دليلي براي خلع وي از آن سمت بروز يابد (بنگريد به ص. 642 تا 543).

وقتي آئين‌نامه‌هاي يك سازمان رئيس منتخب را پيش‌بيني كنند، معمول است اين را هم شرط كنند كه اگر رئيس غائب باشد يا اگر سمت رياست در فاصله‌ي دو انتخابات خالي بماند، رئيس منتخب، اگر حاضر باشد، بايد رياست كند و يا جاي خالي را پرخواهد كرد. در غير اين صورت، نائب رئيس بايد رياست كند يا دوره‌ي رياست را تكميل كند. اين همه مرسوم است كه در آئين‌نامه‌ها روشي براي پركردن جاي خالي سمت رئيس منتخب، كه در فاصله‌ي دو انتخابات رخ مي‌دهد، پيش‌بيني شود. مهم است كه اين شرايط با دقت زياد مورد عنايت قرار بگيرد. آئين‌نامه‌ها مي‌توانند براي رئيس منتخب مسؤليت‌هاي ويژه‌اي اختصاص دهند.

نائب رئيس. در غياب رئيس، نائب رئيس به جاي وي خدمت مي‌كند؛ به اين ترتيب، انتخاب يك نائب رئيسي كه شايسته‌ي انجام وظايف رياست باشد اهميت دارد. وقتي يك نائب رئيس رياست مي‌كند، بايد او را «خانم يا آقاي رئيس» خطاب كرد (مگر آنكه منجر به آشفتگي شود - به عنوان نمونه، وقتي كه رئيس نيز روي سكو باشد - كه در اين حالت بايد از عبارت «خانم يا آقاي نائب رئيس» استفاده شود).

بعضي انجمن‌ها چند نائب رئيس به ترتيب اولويت انتخاب مي‌كنند: اول، دوم، ‌سوم،‌ و الي آخر. در صورت استعفا يا مرگ رئيس، نائب رئيس (اگر فقط يكي باشد) به طور خود به خودي براي باقي‌مانده‌ي دوره رئيس مي‌شود، مگر آنكه آئين‌نامه‌ها با صراحت روش ديگري براي پر كردن خالي سمت رياست تعيين كرده باشند. در اين صورت، نائب رئيس دوم، اگر باشد، نائب رئيس اول مي‌شود، و به همين ترتيب،‌ جاي خالي با نائب رئيس پائين‌ رتبه‌تر پر مي‌شود. گاهي اوقات آئين‌نامه‌ها شرط مي‌كنند كه نائب‌ رئيسان مختلف مسؤليت مديريتي دپارتمان‌هاي مختلف را برعهده بگيرند. گرچه در بسياري از موارد نائب رئيس نامزد منطقي براي رياست خواهد بود، انجمن بايد آزادي داشته باشد تا انتخاب خودش را انجام دهد و در زمان‌ خاص نامزد مناسب را انتخاب كند.

دبير. دبير [9] مقام گزارش دهنده‌ي مجمع و نگه‌دارنده‌ي گزارش‌هاست، مگر آنكه به طور خاص مسؤليت‌هاي ديگري نيز مانند خزانه‌داري كتاب‌ها به او محول شود. مقام گزارش‌دهند گاهي اوقات منشي [10] ، دبير گزارش‌‌دهنده (به عنوان مثال، دبيري به عنوان دبير مالي هم وجود دارد)، گزارشگر [11] يا كاتب [12] ناميده مي‌شود.

وظايف دبير. وظايف دبير عبارت است از:
- 1). حفظ سندي از تمام خلاصه‌ي مذاكرات سازمان - كه معمولاً به عنوان صورت‌جلسات ناميده مي‌شود.
- 2). حفظ پرونده‌ي گزارش‌هاي تمام كميته‌ها.
- 3). حفظ فهرست اعضاء رسمي سازمان (مگر آنكه مقامي ديگر يا يكي از كاركنان چين وظيفه‌اي را برعهده داشته باشد)؛ و قرائت نام اعضاء در زمان لازم.
- 4). در اختيار اعضاء قرار دادن صورت‌جلسات و گزارش‌ها طبق درخواست (زير را بنگريد).
- 5). خبر كردن مقام‌ها،‌ اعضاء كميته‌ها،‌ نمايندگان از انتخاب يا انتصابشان، تجهيز كميته‌ها به اسناد مورد نياز براي اجراي وظايفشان، و در دست داشتن فهرست تمام كميته‌هاي موجود و اعضاء آن‌ها در هر نشست.
- 6). تجهيز نمايندگان به اعبتارنامه‌ها.
- 7). امضاء تمام رونوشت‌هاي معبتر از قوانين انجمن، مگر آنكه آئين‌نامه‌ها طور ديگري مقرر كرده باشند.
- 8). حفظ كتاب‌(هاي) گزارش‌ كه در آن‌ها آئين‌نامه‌ها،‌ مقررات جاري، نظام‌نامه‌هاي خاص،‌ و صورت‌جلسات وارد مي‌شود،‌ همراه با تمام اصلاحيه‌هاي اين اسناد كه به شكل مناسب ثبت شده باشند، و در دست داشتن كتاب‌(هاي)‌ جاري در هر نشست.
- 9). ارسال فراخوان به اعضاء براي هر نشست، و انجام مكاتبات عمومي سازمان - يعني، مكاتبه‌اي كه كاركرد مناسبي براي مقامات ديگر يا كميته نيست (نيز بنگريد به دبير اجرايي يا دبير مكاتبات، در زير)
- 10). پيش از هر نشست، تهيه‌ي برنامه‌ي نشست (41) براي استفاده‌ي مقام رياست، كه تمام كارهاي از پيش شناخته‌اي را كه قرار است انجام شود و - اگر مفيد بود - زمان‌ پيش‌بيني شده براي هر كدام،‌ به ترتيب دقيق و تحت عنوان‌هاي درست نشان بدهد.
- 11). در غياب رئيس و نائب رئيس، دعوت به رسميت جلسه و رياست آن تا انتخاب يك رئيس جلسه‌ي موقت.

در غياب دبير، يك دبير موقت بايد انتخاب شود؛ در نتيجه، اگر در يك سازمان دبير مالي، يا دبير اجرايي و يا از اين قبيل مقام‌ها وجود داشته باشد به طور خود به خودي جايگزين نمي‌شوند. اگر، در برنامه‌ي كاري «گزارش‌هاي مقام‌ها»، قرار باشد نامه‌ي يك شخصيت رسمي قرائت شود، معمول است كه دبير گزارش‌دهنده آن را بخواند و نه دبير مربوطه.

گزارش‌هاي دبير. وقتي گزارش‌ها از كميته‌ها دريافت مي‌شود، دبير بايد در مورد تاريخ دريافت‌ آن‌ها و اقدام‌هاي ديگري كه در مورد آن‌ها صورت گرفته گزار ش دهد و آن‌ها را در ميان ساير گزارش‌هاي خود نگاه دارد. لازم نيست كه مجمع به «تشكيل پرونده» از گزارش‌كميته‌ها رأي بدهد، چرا كه اين كار بايد بدون اخذر رأي صورت بگيرد.

استفاده‌ي دبير از ضبط صوت براي تهيه صورتجلسات مي‌تواند مفيد باشد، اما متن پياده شد هرگز نبايدجاي خود صورتجلسات را بگيرد.

هر عضو حق دارد كه در زمان و مكان معقول صورتجلسات انجمن را بررسي كند،‌ اما از اين امتياز نبايد براي مزاحمت دبير سوءاستفاده شود. همين اصل در مورد صورتجلسات هيأت‌ها و كميته‌ها به كار مي‌رود، گزارش كميته‌ها و هيأت‌ها در دسترس اعضاء آن‌ها قرار مي‌گيرد و نه ديگران. وقتي كمتيه‌اي براي انجام مناسب وظايفش به بعضي از گزارش‌ها نياز پيدا كند، دبير بايد آن‌ها را به رئيس كميته ارايه دهد - البته پس از مشورت با رئيس انجمن در مواردي كه شك دارد. قانون ثبت شركت هر ايالت اغلب دسترسي به گزارش‌هاي هر گروه به ثبت رسيده در آن ايالت را قيد مي‌كند.

دبير مكاتبات. در انجمن‌‌هاي بزرگ، وظايف صدور اطلاعيه‌ها‌ي نشست‌ها و انجام مكاتبات سازمان آنطور كه زير فقره‌ي 9 صفحه 443 توصيف شد اغلب به يك مقام انتخابي جداگانه اختصاص داده مي‌شود كه معمولاً به عنوان دبير مكاتبات ناميده مي‌شود. وقتي دبير مكاتبات موجود باشد، كلمه‌ي دبير تنها، فقط به مقام گزارش دهنده ارجاع مي‌كند.

خزانه‌دار، و دبير مالي. خزانه‌دار يك انجمن بزرگ مقامي است كه حفظ اموال انجمن را به او مي‌سپارند. خزانه‌دار، و هر مقام ديگري كه پول‌هاي انجمن را اداره مي‌كند، بايد براي يك مبلغ كافي تضمين بدهد تا از ضرر انجمن جلوگيري شود. وظايف خاص خزانه‌دار به اندازه و پيچيدگي انجمن بستگي خواهد داشت؛ اما اين مقام نمي‌تواند بدون اجازه‌ي انجمن يا طبق آئين‌نامه‌هاي مصوب هزنيه كند. خزانه‌دار لازم است گزارش كامل مالي را به صورت سالانه يا هر طور كه آئين‌نامه‌ها مقرر مي‌كنند،‌ و نيز گزارش‌هاي موقتي را به نحوي كه مجمع يا هيأت مديره مشخص مي‌سازند، تهيه كند. (براي فرم پيشنهادي چنين گزارش‌هاي سالانه‌اي در موارد ساده،‌بنگريد به ص، 460 تا 461).

در انجمن‌هاي عادي،‌ وظايف لازم براي گردآوري مبالغ از اعضاء بخشي از وظايف خزانه‌دار است مگر آنكه آئين‌نامه‌ها طور ديگري مقرر كرده‌ باشند. با اين حال ممكن است، در انجمن‌هاي بزرگ، در انجمن‌هايي كه حق رأي اعضاء به خاطر بدهي حق عضويت‌ها معلق مي‌شود، كارهاي اداري زيادي به اين كاركرد مربوط شود (بنگريد ص. 393 تا 394). در چنين مواردي بعضي از انجمن‌ها علاوه بر خزانه‌دار، يك دبير مالي [13] هم دارند كه وظايف معمولي او ارسال صورتحساب اعضاء و دريافت وجوه از آنان، حفظ يك دفتر كل از حساب‌ تمام اعضاء، انتقال پول‌هاي دريافتي به خزانه‌دار و دريافت رسيد از او است.

ساير مقام‌ها. علاوه بر مقام‌هايي كه در بالا توصيف شد، يك سازمان مي‌تواند به شرط اينكه در آئين‌نامه‌ها مقرر شده باشد، ساير مقام‌هاي مورد نظرش را - از جمله مقام‌هاي معاون داشته باشد. مقام‌هاي اضافي و وظايف‌ آنان عبارتند از:

مديران (يا امناء)، كه به عنوان اعضاء هيأت اجرايي (49)، معمولاً همراه با ساير مقامات تشكيل جلسه مي‌دهند و مسؤليت‌هايي را كه آئين‌نامه‌ها مقرر كرده‌اند اجرا مي‌كنند. در بعضي از سازمان‌ها اصطلاح امناء به مقام‌هايي گفته مي‌شود كه وظايف حسابرسان منتخب را انجام مي‌دهند (بنگريد به ص. 426).
- ● مورخ، كه در دوره‌ي مسؤليتش گزارش روايي از فعاليت‌هاي انجمن را‌، از اينكه چي و كي در مجمع به تصويب رسيد، آماده مي‌كند كه به بخش ثابت تاريخ رسمي انجمن بدل خواهد شد.
- ● كتابدار، كه، اگر انجمن يك مجموعه‌ كتاب يا ساير اقلام چاپي داشته باشد، مسؤليت اين اقلام را بر عهده خواهد داشت، و - به شرط دستور انجمن - دسترسي به آن‌ها را كنترل مي‌كند.
- ● كشيش، كه مراسم دعا و توسل را وقتي در افتتاحيه و اختتاميه نشست‌ها و يا ساير برنامه‌ها برگزار مي‌شود رهبري و اجرا مي‌كند، و كسي كه - اگر روحاني باشد - به عنوان يك روحاني در موارد مورد نياز به انجمن خدمت مي‌كند.
- ● افسر انتظامات [14] كه در صحن سالن مجمع،‌ طبق دستور رئيس به حفظ نظم كمك مي‌كند. در كنوانسيون يا نشست‌هاي بزرگ اين مقام ممكن است مسؤليت راهنماها را بر عهده بگيرد. او مي‌تواند بعضي از ترتيبات سالن از قبيل نحو‌ه‌ي چيدمان صندلي‌ها به روش مناسب هر نشست را بدهد. در يك هيأت‌ قانون‌گذاري يا عمومي كه قدرت تنبيه و تحميل حضور اعضاء خود را دارد، افسر انتظامات مي‌تواند وظيفه‌ي ابلاغ احكام و برگه‌ي مجازات، يا دستگيري اعضاء‌ غائب هنگام فراخوان اجباري [15] (ص. 40 - 339) را برعهده داشته باشد.
- ● دربان يا نگهبان، كه، در نشست‌هاي محدود به ورود اعضاء يا بعضي از اشخاص ديگر، اعتبارنامه يا صلاحيت وارد شوندگان را چك مي‌كند، و مانع مورد افراد غيرمجاز مي‌شود.

مديران هميشه بايد انتخاب شوند. ساير مقاماتي كه در بالا ذكر شد نيز معمولاً انتخاب مي‌شوند، اما آئين‌نامه‌ها مي‌توانند انتصاب آنان را مقرر سازند.

مقام‌هاي افتخاري (و اعضاء). يك مقام افتخاري در واقع يك مقام نيست اما - مانند عضويت افتخاري - يك عنوان مكمل است كه ممكن است به عضو يا غيرعضو اعطاء شود. وقتي احترام به يك عضو لازم باشد رسم است كه چنين شخصي را به عنوان عضو افتخاري انتخاب كنند. يك مقام افتخاري - به عنوان نمونه، يك رئيس افتخاري يا يك خزانه‌دار افتخاري - اغلب هنگام كناره‌گيري از سمت واقعي خود، به ويژه پس از يك دوره‌ي طولاني احراز سمت به شكل آبرومندانه، انتخاب مي‌شود. اگر قرار است مقام افتخاري يا عضو افتخاري وجود داشته باشد آئين‌نامه‌ها بايد آن را مقرر كنند. شبيه يك درجه‌ي افتخاري كه از سوي كالج يا دانشگاه اعطاء مي‌شود،‌ مقام يا عضويت افتخاري نيز دائمي است - مگر آنكه لغو شود يا طبق آئين‌نامه‌ها دوره‌اش محدود باشد. حقوق شخص مفتخر شامل حق شركت در نشست‌ها و صحبت كردن، مي‌شود، حق پيشنهاد و رأي دادن نمي‌شود مگر آنكه شخص يك عضو معمولي هم باشد، يا مگر آنكه آئين‌نامه‌ها حقوق كامل عضويت را در نظر گرفته باشند٭. رئيسان و نايب‌رئيسان افتخاري بايد بر سكوي رياست بنشينند اما رياست نكنند. يك مقام افتخاري هيچ وظيفه‌اي بر عهده ندارد و با عضوي كه آن سمت را احراز كرده يا براي انجام وظايفي تعيين شده، به هيچ وجه تعارضي نخواهد يافت. نامناسب نخواهد بود كه در فهرست چاپي نام مقام‌هاي افتخاري نام افراد متوفا، اگر فوت آنان محرز شده باشد،‌ قيد شود.

مقام‌ها يا مشاوران انتصابي

دبير اجرايي. اصطلاح دبير اجرايي،‌ يا مديراجرايي معمولاً در مورد مقامي حقوق‌بگير به كار مي‌رود كه تمام وقت خود را به سمت مقام اجرايي يا مديركل يك سازمان، به ويژه در سطح ملي، منطقه‌اي يا ايالتي اختصاص مي‌دهد، و جز در موارد مشخص شده در اين كتاب به همين معنا به كار مي‌رود. در بيشتر سازمان‌ها، دبير اجرايي توسط هيأت مديره در چارچوب قرارداد استخدام مي‌شود، اما در بعضي ديگر اين مقام از سوي كنوانسيون انتخاب مي‌شود.

وظايف دبير اجرايي. دبير اجرايي مسؤل سمت اصلي انجمن است و تحت نظارت بي‌واسطه‌ي هيأت مديره،‌ يا كميته‌ي اجرايي،‌ اگر چنين كميته‌اي وجود داشته باشد (بنگريد ص. 468) عمل مي‌كند. او گاهي دبير كميته‌ي اجرايي (و گاهي دبير هيأت مديره) به اعتبار‌سمت است و مسؤليت دارد توجه كند كه دستورات كميته اجرا مي‌شوند. از او انتظار مي‌رود كه برنامه‌هاي كاري را ارايه دهد و امور روزمره‌ي انجمن را هدايت كند. او اغلب مسؤل است كه كار توسط يك دبير اجرايي انتخابي به چه شكل ديگري انجام مي‌شد. او معمولاً ديگر كاركنان را با تصويب هيأت يا كميته‌ي اجرايي، كه مي‌تواند اين كاركرد را با تصويب خط‌مشي‌هاي پرسنلي منظم سازد، استخدام،‌ اخراج و حقوق آنان را تعيين مي‌كند. آئين‌نامه‌ها بايد وظايف دبير اجرايي را مشخص كنند و بايد روش انتخاب او و طول مدت خدمت او توضيح دهند.

رابطه با رئيس. رابطه‌ي بين سمت دبير اجرايي و رياست بستگي به اختيار اين دو مقام دارد كه آئين‌نامه‌ها مقرر مي‌كنند. در بعضي از سازمان‌ها، كاركرد اجرايي و مديريتي كه ممكن است به نحوي از سوي رئيس اجرا شود به طور كامل تفكيك شده و به دبير اجرايي تفويض مي‌شود . چنين ترتيبي براي رئيس وظايفش به عنوان سخنگوي سازمان و رياست را باقي مي‌گذارد. در هر حال، رئيس نبايد تلاش كند كه دستورات را به صورت مستقل به دبير اجرايي بدهد مگر آنكه آئين‌نامه‌ها مقرر كرده باشند؛ در نبود چنين مقرراتي، دبير اجرايي دستورات را از هيأت يا كميته اجرايي دريافت مي‌كند.

پارلمانتارين. پارلمانتارين يك مشاور،‌ معمولاً يك پروفشنال، است كه به رئيس و ساير مقام‌ها، كميته‌‌ها، ‌اعضاء در مورد مسائل رويه‌ي پارلماني مشاوره مي‌دهد. نقش پارلمانتارين در جريان يك نشست صرفاً يك نقش مشاوره‌اي - چرا كه قانون پارلماني تنها به رئيس قدرت صدور حكم در مورد مسائل مربوط به نظم يا پاسخگويي به پرسش‌هاي پارلماني را اعطاء مي‌كند.

يك سازمان كوچك محلي به ندرت به خدمات يك پارلمانتارين نياز مي‌يابد، مگر آنكه مسؤليت بازنگري كلي آئين‌نامه‌هايش را برعهده بگيرد؛ اما براي يك مجمع يا كنوانسيون بزرگ يا سازمان‌هايي كه تعامل امور در آن‌ها مستعد پيچيدگي باشد، مشاركت يك پارلمانتارين معقول است. بعضي از انجمن‌هاي ايالتي يا ملي استخدام يك پارلمانتارين را در طول سال براي كمك به هر مسأله‌اي كه در تفسير آئين‌‌نامه‌ها و قواعد بروز مي‌يابد، يا در ارتباط با كار هيأت و مقاما‌ها و كميته‌ها منطقي مي‌دانند. در چنين موردي،‌وظايف پارلمانتارين از ارايه‌ي نظر به مقام رياست جلسه در جريان نشست فراتر مي‌رود،‌ و كمك به برنامه‌‌ريزي و هدايت اموري كه بايد انجام شود را در بر مي‌گيرد.

انتصاب پارلمانتارين. اگر سازماني به پارلمانتارين نياز داشته باشد، رئيس بايد آزاد باشد تا كسي را كه به او اعتماد دارد منصوب كند. هيأت مديره يا انجمن بايد هر دستمزدي را هرچقدر باشد، به تصويب برساند. اگر نياز به پارلمانتارين فقط براي يك نشست باشد، تا آنجا كه ممكن است بايد زودتر از نشستي كه قرار است در آن خدمت كند استخدام شود، چرا كه كار اصلي او خارج از نشست بايد صورت بگيرد.

وظايف پارلمانتارين. رئيس با شناخت قبلي از اموري كه در مجمع مطرح خواهد شد، بايد پيش از افتتاح جلسه، و در جريان‌ تنفس‌ها، با پارلمانتارين تبادل نظر كند، تا با هر مشكلي كه ممكن است بروز يابد از پيش مواجه شود و از مشورت مستمر در جريان جلسه، تا آنجا كه ممكن است اجتناب ورزد. هيچ مجموعه‌ قواعدي براي تعداد كاركردهاي اضافي مانند كلاس‌هاي آموزشي، احراز سمت طولاني در جريان كنوانسيون‌ها و از اين قبيل، كه ممكن است از يك پارلمانتارين خواست تا آن‌ها را به عنوان يك فرد منصوب اجرا كند وجود ندارد.

در جريان يك نشست كار پارلمانتارين به دادن مشاوره به رئيس و، در صورت درخواست، به ساير اعضاء محدود مي‌شود. اين هم از وظايف پارلمانتارين است كه - بدون جلب توجه تا حد ممكن - رئيس را نسبت به خطا در رويه‌ها كه بر حقوق اساسي اعضاء تأثير مي‌گذارد يا به نحوي به آنان لطمه مي‌زند آگاه سازد. بايد بين پارلمانتارين و رئيس تفاهمي وجود داشته باشد مبني بر اينكه هرگاه موقعيت اساسي بود رئيس به توصيه‌هاي ارايه شده از سوي پارلمانارين گوش بدهد، حتي اگر موقتاً تمام توجه‌اش را به ديگران ندهد و يا از مجمع درخواست «درجا راحت باش» كند (بنگريد به ص. 243). اين عمل رئيس را توانا مي‌سازد تا در وضعيتي قرار بگيرد كه با دقت و به موقع عمل كند و كاملاً مطلع باشد.

در جريان مشاوره، پارلمانتارين نبايد صبر كند تا مورد مشورت قراربگيرد - كه ممكن است خيلي دير شود. يك پارلمانتارين با تجربه اغلب يك مشكل در حال پيشرفت را خواهد ديد و توانا خواهد بود كه با گفتن چند كلمه به رئيس جلوي آن را بگيرد. فقط در مورد پيچيده‌ترين موضوع‌ها بايد از پارلمانتارين خواسته شود تا با مجمع صحبت كند؛ و در صورت امكان بايد از اين كار اجتناب شود. براي پارلمانتارين بايد يك صندلي پشت سر رئيس در نظر گرفته شود كه روي آن بنشيند، تا براي ارايه‌ي مشاوره با صداي آرام مناسب باشد، اما رئيس بايد بكوشد تا از چك كردن بيش از حد مداوم يا آشكار با پارلمانتارين اجتناب ورزد. پس از آنكه پارلمانتارين نظرش را در مورد يك نكته بيان كرد، رئيس حق دارد تا حكم نهايي را صادر كند و در انجام اين كار، حق دارد از مشورت پارلمانتارين تبعيت كند يا با آن مخالف باشد. اما اگر مشورت پارلمانتارين در مورد يك موضوع رويه‌اي مهم از روي عادت ناديده گرفته شود، در پايان تعهد يا اجلاس جاري ممكن است استعفاء را ضروري بيابد.

يك عضو مجمع كه به عنوان پارلمانتارين مجمع عمل مي‌كند مانند مقام رياست وظيفه دارد بي‌طرفي خود را حفظ كند، و در نتيجه پيشنهاد ندهد، در بحث‌ها شركت نكند و به هيچ مسأله‌اي جز در موارد اخذ رأي با برگه رأي ندهد. او رأي تعيين كننده نمي‌دهد، حتي اگر رأي او روي نتيجه تأثير بگذارد، زيرا اين كار با حق انحصاري رئيس براي انجام چنين كاري تداخل مي‌يابد. اگر عضوي احساس كرد نمي تواند به شكل مناسب بر اين حقوق چشم بپوشد تا به عنوان يك پارلمانتارين خدمت كند، نبايد آن سمت را بپذيرد. پارلمانتارين بر خلاف مقام رياست نمي‌تواند به طور موقت از سمت خود كنار برود تا چنين حقوقي را در مورد پيشنهادهاي خاص اعمال كند.

در ارتباط با وظايف پارلمانتارين در قبال يك كنوانسيون، نيز بنگريد به صفحه‌هاي 589 تا 590.

[1] Robert’s Rules of Order

[2] تمام شماره‌ي صفحه‌ها به متن كتاب انگليسي ارجاع شده‌اند و هنگام انتشار ترجمه‌ي فارسي اصلاح خواهند شد.م

[3] تمام شماره‌ها پررنگ داخل پرانتز شماره‌ي بخش‌ها كتاب هستند

[4] ex - officio member

[5] chairman or president

[6] peresiding officer

[7] president-elect

[8] president-elect

[9] secretary

[10] clerk

[11] recorder

[12] scribe

[13] financial secretary

[14] sergeant-at-arms

[15] call of hause


اسناد پيوسته

متن چاپ‌سپاري چهل و هفتمين قسمت كتاب «نظام‌نامه انجمن‌»

31 اكتبر 2010
سند : PDF
169 kb

خاطر نشان مي‌شوداين كتاب بار اول در سال 1876 در ايالات متحد آمريكا منتشر شد و ترجمه‌ي ويرايش دهم اين كتاب كه در سال 2000 انتشار يافته تقديم مي‌شود.


پذيرش سايت | تماس | نقشه ى سايت | | آمار سايت | بازديد كنندگان : 461 / 403715

 پيگيرى فعاليت سايت fa   پيگيرى فعاليت سايت كارآمدسازي تشكل‌هاي كارفرمايي   پيگيرى فعاليت سايت قانون پارلمان: قواعد بازي دموكراسي   ?    |    سايتهاى پيوندى OPML   ?

سايت با اسپيپ درست شده است 2.1.12 + AHUNTSIC

Creative Commons License