به شبكه اطلاع‌رساني كارفرمايان ايران خوش آمديد!

سخنرانی پرزیدنت سارکوزی در کنفرانس بین المللی کار

دو شنبه 10 اوت 2009

يكي از سخنرانان نود و هشتمين كنفرانس بين‌المللي كار ساركوزي رئيس جمهور فرانسه بود. ترجمه‌ي اين سخنراني مهم و جالب در ادامه تقديم مي‌شود:‌

سخنرانی پرزیدنت سارکوزی در کنفرانس بین المللی کار

ریاست کنفرانس

با عرض احترام و افتخار، از طرف اعضای هیئت مدیره کنفرانس، حضور ریاست جمهوری کشور فرانسه جناب آقای نیکولاس سارکوزی را به نود و هشتمین نشست که به مناسبت نودمین سالگرد آغاز به کار این سازمان برپا شده است، خوش آمد عرض می کنم. تشریف فرمایی ایشان به این گردهمایی باعث افتخار ماست. و حالا از دبیرکل کنفرانس برای ایراد معارفه رسمی دعوت به عمل می آورم.

دبیرکل کنفرانس

آقای رئیس جمهور، باعث افتخار ماست که تشریف فرمایی شما را به کنفرانسILO ، درباره بحران جهانی کار، خوش آمد بگویم. حضور شما دراین مکان، در 90امین سالگرد تأسیس سازمان بین المللی کار، نشانه تأیید اهمیت جایگاه فرانسه در سازمان ما می باشد.ILO در تمام زمان فعالیتش از تدابیر و مشورت های افراد مهم و قابل توجه فرانسه از جمله: برنده جایزه صلح نوبل، لئون جواکس، آلبرت توماس و همچنین فرد در راس، فرانسیس بلانچارد، استفاده کرده است. و می خواهم از او به دلیل حضور در این جلسه به عنوان مدیرکل پیشین سازمان تشکر کنم و همین طور از آقایان ژیل در روبین، فیلیپ شرین و هیئت اجرایی ILO آقایان نیکول آملین، پل رمییر، الکساندر پارودی، یان شومارد وتمام افرادی که در این لیست جای دارند.

همچنین از طرف کارگران از مارک بلوندل و از طرف کارمندان ار جین بک اوشلین و پییر والین تشکر می کنم.

زمانی که این سازمان فشارهای بحران اشتغال بر روی حمایت های اجتماعی و زندگی مردم را بررسی می کرد، حضور شما در این سازمان اهمیت ویژه ای داشت. همه به نقش کلیدی شما در قبول مسئولیت های بین المللی در سطوح چند جانبه پی بردند که به خوبی در این برهه، تغییرات مورد نیاز برای اقتصاد، که به برخی بحران ها دچار می شد را بررسی می کردید.

در زمان ریاست شما بر اتحادیه اروپا، اولین قله های موفقیت آمیز تجدید سیستم مالی بین المللی توسط ابتکارات و اختیار عمل شما برافراشته شد. طرح G20 در واشنگتن از این افتخارات بود.

حوزه فعالیت های بین المللی شما به ILO نیز رسید: در پیام دلگرم کننده ای که شخص شما چند روز بعد از جلسه واشنگتن برای هیئت اجرای فرستادید، فرموده بودید که ILO باید صدای خود را در مذاکرات پارلمانی اخیر، که درباره تعیین یک سیستم نظارت جهانی جدید بود، رساتر کند. پیرو سخنان شما و هیئت اجرایی بیانیه ای در 6 بند تنظیم و صادر کردیم.

شما همچنین ILO را به دادن طرح های پیشنهادی ویژه ای برای تأمین پیشرفت و گسترش امور، که در مرکز اقدامات آتی برای دنیای سفارشات جدید قرار دارند، فرا خواندید.

فراخوان های شما و حمایت هایتان بزرگترین منبع الهام برای ماست. این چشم اندازها و قرارداد جهانی کار قدم بعدی ما در مسیر جهانی سازی ابعاد متفاوت جامعه است.

در ماه ژوئن سال 2008 این کنفرانس بیانیه مهم عدالت اجتماعی را برای جهانی سازی عدالت پذیرفت.در نوامبر 2008 و بعد از آن در مارس 2009 هیئت اجرایی، مذاکرات پارلمانی درباره بحران در دراز مدت، که به G20 معروف شد،برای شرح توجه ویژه به فشارهای اشتغال،مطرح کرد.جایگاه شما در این میان به خوبی مشهود بود.ما بسیار خوشحال هستیم که G20 به چنین موقعیتی رسید.

جناب آقای رئیس جمهور، ما مشتاق شنیدن سخنان شما درباره این موضوع و دیگر موضوعات هستیم. بازهم از حضور شما در این جمع سپاسگذاری می کنم.

سارکوزی: در چنین روزی ILO 90 امین سالگرد تاسیس خود را جشن می گیرد. من دعوت مدیرکل سازمان بین المللی کار،آقای خوآن سوماویا،که در راس ILO به عنوان فردی ستودنی به او احترام می گذارم، را پذیرفته ام چون در پی این بودم که مراتب احترام و ستایش خود را نسبت به قدیمی ترین سازمان بین المللی و نقشی که این سازمان از پایان جنگ جهانی اول در دنیا ایفا می کند اعلام دارم.

در این میان کسانی در جنگ، کشتار، رنج و عذاب زندگی می کردند. عده ای تصمیم می گیرند و اراده می کنند و می گویند:"دیگر کافی است!". آن ها می خواستند قانونی بر علیه خشونت صادر کنند. پس اتحادیه کشورها را برای غیرقانونی بودن جنگ بنا نهادند. ما همگی می دانیم که چه اتفاقی افتاد. عهدنامه چند جانبه ای در رابطه با جنگ گذاشته شد و راه را برای دیگران هموار کرد. تمام آن چه که باقی ماند رؤیای صلح بود به همراه جای زخمی بر روی نسل انسان و مقدار زیادی ویرانی، اشک و میلیون ها کشته.

اما در این میان و در میان این شکست پیروزی وجود داشت. در هنگام نوشتن عهدنامه چند جانبه، یک امتیاز ویژه در آن گنجانده شده بود و آن در زمانی نمود پیدا کرد که گفتند:"صلح عالمگیر و باثبات تنها در صورتی برقرار می شود که بر پایه عدالت اجتماعی باشد".

Saint - Just اعلام کرده بود که انقلاب فرانسه طلیعه دار اتفاقاتی بود که برای اولین بار در اروپا می افتاد اما در سال 1919 جنگ کاملا به سمت عقاید انقلابیون سال 1789 پیش می رفت.

ایجاد ILO تاکید دوباره ای بود بر نادیده نگرفتن مجاهدت ها و تلاش های افراد. کار در کنار استقلال و سودمندی می توانست به آن ها توانمندی و آزادی بدهد. عدالت اجتماعی می توانست راه را برای صلح باز کند. این علت وجودی ILO بود. برای پایه گذاری کاری بزرگ به ایمان فنا ناپذیر و شجاعت نیاز است و آلبرت توماس، اولین رئیس ILO ، در این راه ، پیشگام بود. من می خواهم مراتب احترام خود را نسبت به این شخص بزرگ جامعه گرا اعلام کنم. او در تمام زندگی اش به دنبال بالاتر بردن سطح تلاش هایش بود. او اعتقاد داشت در اولین باری که افراد با یکدیگر ملاقات می کنند و در چشمان هم نگاه می کنند، در هر یک باری که با یکدیگر صحبت می کنند، صرفنظر از تمام موضوعاتی که موجب اختلاف آنها و جداییشان از یکدیگر می شود، راهی طولانی را برای درک یکدیگر طی می کنند.

او ILO را، تنها موسسه ای که در آن، تا امروز، نماینده ملت ها، کارفرمایان و کارگران در آن جمع می شوند را هدایت می کرد.این باور او بود که ILO به اعتباری خواهد رسید.او به گفتگویی اجتماعی در سطوح بین المللی رسید.

دموکراسی ها چطور در مقابل چالش های خطرناک سال 1930 ناتوان بودند؟ جواب ساده است.ستمی که به مردم وارد می شد، به موقیعت هایی که در آن بودند می انجامید.ملت ها و دولت ها تسط بر جنگی که ایجاد شده بود نداشتند. آلبرت توماس در سال 1925 نوشت:"من با نا امیدی در جستجوی مسیری بودم که به تصویب عهدنامه هایی منجر شود." ولی هیچ اتفاقی نیفتاد. در سال 1930 فریاد بر آورد که:"اگر ما بگذاریم که سال ها با بی توجهی ما بگذردتحولات ناگهانی دوباره خواهند آمد و ما را د رخود غرق خواهند کرد."و او درست می گفت.افراد کمی بودند که فهمیدند که او چه می گفت.تعداد کمی بودند که صدای او را شنیدند و جرات کمی برای عمل کردن به آنچه که او گفته بود وجود داشت.

به عنوان رئیس جمهور کشور فرانسه، می خواهم از شما سوالی بپرسم. آیا ما درصدد آموختن درس هایی که تاریخ به ما داد، برای جلوگیری از آنچه که قبلا اتفاق افتاده، هستیم یا اشتباه های گذشته را تکرار می کنیم؟ اشتباه هایی که نتایجی مشابه با آنچه که در گذشته اتفاق افتاد، دارند و منجر به خطراتی می شوند که در گذشته ما را تهدید می کردند، به خصوص در حال حاضر که بحران اقتصادی از سال 1945 تا به حال بی سابقه بوده است؟

من از همه شما می پرسم. آیا می توانیم با صبر کردن چیزی بدست بیاوریم؟ فقر مفرط،قحطی و گرسنگی،کار اجباری و وضعیت بد زندگی در دنیا.آیا صبر کردن اقدام درستی است؟در برابر خطراتی که ثبات و پایداری جهانی و بقای نوع بشریت را تهدید می کند،آیا باید صبر کنیم؟در برابر فرسودگی منابع غیر قابل تجدید طبیعی چند سال باید صبر کرد، تا قبل از اینکه تولیدات متفاوتی ایجاد کنیم،به شیوه متفاوتی زندگی کنیم، انواع دیگری از انرژی را بهره برداری و استفاده کنیم؟سیستم سرمایه داری کاملا نا معقول شده و به هیچ قانونی احترام نمی گذارد.آیا منطقی است که بازهم منتظر بمانیم؟ یا می توانیم صبر کنیم، تا زمانی که بحران اقتصادی، اجتماعی به بحران اصلی سیاسی در سطح جهانی تبدیل شود، تا قبل از اینکه ما تصمیمی برای تغییر بگیریم؟ فکر نکردن برای مدت طولانی به این موضوعات خطر بزرگی را منجر می شود. آیا ما به اندازه کافی برای تعدیل کردن توانگری در مقابل فقر وتنگدستی صبر نکرده ایم؟

موضوع اصلی،تعدیل و تنظیم جهانی سازی است.دنیا نمی تواند تنها با قانون بازار عرضه وتقاضا کنترل شود.جهانی سازی برای ما نمی تواند بهانه ای برای طفره رفتن از زیر بار مسئولیت های سیاسی،عقلانی و اخلاقی باشد.اما این دقیقا همان چیزی است که اتفاق می افتد اگر ما به مقررات جهانی مطرح شده عمل نکنیم.

در ماه ژوئن سال 2004 فیلیپ شروین،که مسئول اتخاب رئیس هیئت اجرایی در ILO بود، اعلام کرد:"پاسخ دهی به نیازها در نظارت بر جهانی سازی برای ILO در اولویت است". تفکر او از زمان خود جلوتر بود چون تعداد محدودی از مردم در حوزه سیاست اقتصادی بودند که این مسئله برایشان اهمیت ویژه داشته باشد.شما باید بتوانید با استفاده از بیانیه ILO درباره عدالت اجتماعی، برای یک جهانی سازی مشروع، به نیازها پاسخ بدهید.

این بیانیه باید همان طور که تصمیمات برای آیین نامه مالی توسط G20 گرفته شد، اجرا شود.

رقابت نا عادلانه چه از لحاظ مالی، اجتماعی یا محیطی نباید انجام شود چون به عنوان عرصه انحراف، نتیجه ای که در پی خواهد داشت، خسارت به درآمدها خواهد بود. این امر نتیجه قابل توجه بها دادن به انسان و اجتماع است. کار کودکان نه تنها عادلانه نیست بلکه منجر به عقب ماندن کودکان از مدرسه و علم آموزی می شود.

دو نوع جهانی سازی وجود دارد. یکی جهانی سازی که به پیشرفت خارجی برای تصرف مشاغل و بازارها از دست دیگران توجه دارد و نوع دوم جهانی سازی که طرفدار پیشرفت داخلی است، مدل پیشرفته ایست از تفکر محصول بیشتر، مصرف بیشتر و همکاری بیشتر برای رسیدن به پیشرفت در تمامی زمینه ها می باشد.

نوع اول جهانی سازی در فضای غیر رقابتی است که به همراه از بین بردن تمام راه های معامله های غیرعادلانه و عدم بی اعتنایی به قدرت خرید و شرایط زندگی افراد می باشد. نوع دوم بر پایه افزایش بهره وری و بالا بردن استانداردهای زندگی و بهبود آن بنا شده است.

مدل اول پیشرفت اقتصادی را در برابر پبشرفت اجتماعی قرار می دهد و مدل دوم برخلاف اولی آنها را در کنار هم قرار می دهد. موضوعی که در حال حاضر اهمیت دارد، تبدیل نوع اول جهانی سازی به نوع دوم آن می باشد.

کسانی که نمی خواهند هیچ چیز را تغییر دهند و تعدادشان نیز کم نیست ادعا خواهند کرد که سخنان من امیدی واهی بیش نیست اما اعتقاد من این است_این امید واهی باور دارد_که بحران، مانعی است موقتی و به پایان می رسد و همه چیز به حال عادی و سابق خود باز می گردد.

امید واهی چیست، زمانی که در مقابل آنچه این سیستم بر پایه احتکار و رقابت نا عادلانه ایجاد شده است، بی مسئولیتی وجود دارد.که جهانی سازی را به بن بست ها و تنگناهایی که هم اکنون به آن گرفتار هستیم می رساند. بازار جهانی قادر خواهد بود وسواس فکری سوددهی را به تمام اقتصاد تحمیل کند و ما قادر خواهیم بود که همه چیز را نه به دنیای کار و نیروی انسانی که به مراکز مالی واگذار کنیم.

امید واهی چیست، در زمانی که بی مسئولیتی مردم را به جایی خواهد رساند که همه چیز را بدون نشان دادن کوچکترین واکنشی نسبت به بحران خواهند پذیرفت و حمایت و عدالتی درخواست نخواهند کرد و آن را قبول می کنند مثل اینکه هیچ اتفاقی نیفتاده است.

من کاملا باور دارم که دنیای فردا به دنبال دلایلی است برای محکومیت هایی که هیچ کس نمی تواند از آن ها فرار کند. و این همان چیزی است که شما هنگامی که راه کاری برای رسیدن به کاری صحیح مطرح می کنید، متوجه آن می شوید.

من این موضوع را با جدیت می گویم و اهمیت این حرف را می دانم که ما چه با منطق پیش برویم و چه با زور، چه عادلانه برخورد کنیم و چه با خشونت و تندی، چه پشتیبانی و حمایت منطقی داشته باشیم و چه پشتیبان سیستم حمایت از تولیدات داخلی باشیم، به قوانینی نیاز داریم که استاندارد باشند و قابلیت پاسخگویی به نیازها را داشته باشند.

به من اجازه دهید که در این جا شفاف و صریح صحبت کنم. هیچ گونه هماهنگ سازی در جزئیات قانونگذاری قانون کار وجود ندارد و هیچ سوالی برای کشورهای ضعیف تر که کشورهای قوی تر و غنی تر بر روی آن ها اعمال نفوذ می کنند، پیش نمی آید. این امر کاملا نامعقول است. برای مطرح کردن قانونی در میان ملت ها، برای بالا بردن افراد به جای پایین آوردن آن ها،چه چیزی مورد نیاز است؟ چطور می توانیم باور کنیم که 50 ایالت در دنیا 8 کنوانسیونی را که حقوق بنیادین کار را مطرح می کنند، به تصویب نرسانده اند؟ ما چه دنیایی را می خواهیم؟ این سوالی است که باید از خود بپرسیم.

فرانسه، به نوبه خود، این سوال را با متعهد شدن و تصویب کنوانسیون کار دریانوردان و ارتقای چارچوب کنوانسیون ایمنی و بهداشت کار در آینده نزدیک، پاسخ می دهد. زمانی که از دیگران می خواهیم کاری را انجام دهند، بهترین اقدام این است که خود نمونه ای صحیح، در جایگاه صحیح و زمان صحیح برای آن ها باشیم.

مشکل اجتماعی و محیطی استانداردها یکی از مشکلات ماست. این موضوع ما را به تعجب درباره موقعیتی وا می دارد که تمام فعالیت های بشریت به سمت تهیه مواد اولیه متمایل می شود. این موضوع یکی از خصوصیات جهانی سازی در 20 سال گذشته می باشد. در نتیجه حق دادوستد یکی از مهم ترین حقوق شناخته می شود. اما سلامتی، آموزش، فرهنگ، اوضاع جوی و حتی کار مثل دیگر اجناس کالا نیستند.

ما می دانیم که فرانسه توانایی های خود را برای ترویج رعایت گوناگونی فرهنگی می گذارد و این توانایی درباره حق مربوط به بهداشت، حق کار، حقوق محیطی و حق دادوستد تاثیر یکسان خواهد داشت.

فرانسه، تمام توانایی را برای مقاومت در برابر وسوسه های سیستم حمایت از تولیدات داخلی و دفاع از نظرهایی که WTO می تواند تصمیم قاطعی روی دیگران ارائه دهد،خواهد نهاد. هر کارگزاری باید نقش خود را برای مشخص کردن استانداردهای بین المللی و مهم تر از آن اجرای این استانداردها ایفا کند.

صندوق بین المللی پول، سازمان بهداشت جهانی و سازمان بین المللی کار به قدرت بیشتری برای تضمین و تامین استانداردهایی که نعیین کرده اند نیاز دارند تا این استانداردها فقط در حد حرف باقی نمانند.

و یک بار دیگر ما قراردادی جاه طلبانه در کپنهاگ منعقد کردیم برای تاسیس یک سازمان حقیقی فراگیر، به منظور پاسخگویی به تعهدات داده شده که امیدوارم به زودی این اتفاق رخ دهد.

چه سودی به حال جامعه دارد در صورتی که استانداردها مشخص شود ولی کسی به آن ها احترام نگذارد؟

نظارت جهانی در یک بیستم کشورها نمیتوانند همانند 21امین کشور باشند. ما برای حل این موضوع بسیار صبر کردیم. من معتقدم که این کشورها باید در پروسه نظارت جهانی با یکدیگر متحد شوند. ما چطور انتظار داریم که دنیا را کنترل کنیم در صورتی که بیش از نیمی از بشریت خود را از آن نمی دانیم؟ من فکر می کنم که دادوستد آزاد باید مشروط به اصل تقابل باشد.

ما مدتها برای رسیدن به این اصل صبر کردیم. ما ماهیت دادوستد آزاد را تغییر دادیم. سپس من اعلام کردم که مداخله IMF ، بانک جهانی، بانک های رشد و توسعه اقتصادی و UNDP باید تابع محیط و اجتماع باشند.

این عجیب نیست که IMF یا بانک جهانی می توانند به کشوری کمک کنند بدون اینکه از آن ها انتظار احترام در برابر قوانین اصلی، قوانین مربوط به کار یا بهداشت عمومی را داشته باشند.

ما نمی توانیم بپذیریم که نظارت بین المللی کار اجباری را تشویق کند. کار اجباری که آینده را تهدید می کند. اما از طرفی نمی توانیم این مشکل اجتماعی محیطی را بدون رسیدگی به خط مشی ها مطرح کنیم. ما نمی توانیم از کشوری بخواهیم که به بعضی از ملزومات اجتماعی احترام بگذازد و در عین حال به آن ها فشار وارد کنیم که طرح هایشان را با این ملزومات تطبیق دهند به طوری که این کار به مشکلات خطرآفرین و پیامدهای انسانی منجر شود.

همچنین نمی توانیم بخواهیم که کشورهای فقیر و ضعیف کوشش کنند، آن ها توانایی ندارند بدون اینکه اقتصادشان و فرصت های پیشرفتشان از بین برود، به جایی برسند. تلاش ها نیازمند منطقی بودن، مترقی بودن است و نیازمند این است که همکاری ما در جهت پیشرفت این کشورها باشد. ما می توانیم منافعمان را توسعه دهیم اگر همه باهم تلاش کنند و اگر بیشتر کشورها منافعشان را با یکدیگر سهیم باشند و اتحادشان را نشان دهند و ما شاهد هیچ پیشرفتی نخواهیم بود اگر مساعدت ها در زمینه ترقی در سطوح قبلی خود باشد. اگر ما توجه به مساعدت ها در زمینه ترقی به عنوان مکمل اجتماعی و محیطی نداشته باشیم، جهانی سازی محکوم به شکست می شود.

من همچنین به دیگر انقلاب ها در دنیای نظارت پیشنهاد می کنم که استانداردهای موجود در توافق نامه های بین المللی را به طور موثر به کار ببرند. وجود استانداردها در ILO و قبول استانداردهای مختلف در صورت عدم اجباری بودن و عدم استفاده از آن چه فایده ای دارد؟ استانداردی که اجباری نباشد استاندارد نیست. توصیه نامه است. تکه ایست از یک اعلامیه. قطعه ای کاغذ است که باد می تواند آن را ببرد. هیچ ارزشی ندارد.

انقلابی که به آن گرایش دارم که همگی در پی آن باشیم بر پای نظرات بنا شده که کارگزاران تخصص یافته ای که در پی شرکت در مجادله ای بین المللی و همین طور بحث های داد و ستدی به دست می آید، که بر پایه صدمه به منافع بنا شد. اجازه دهید تا این نظارت جهانی را تاسیس کنیم که به واسطه آن ILO می تواند صدای خود را به وضوح به گوش WTO ،IMF و بانک جهانی برساند تا قبل از اینکه استانداردها محکوم به نابودی شوند.

جامعه بین المللی نمی تواند به اسکیزوفرنی مبتلا شود اما اینکه زمانی WTO یا Bretton Woods institution نسبت به آنچه که ILO قول داده است، چشم پوشی کند، اسکیزوفرنی است و نقش دادگاه های ابتدایی این است که مانع این اتفاق شوند.

آینده سازمان جهانی محیط زیست (World Environment Organization) به طور خودکار درگیر رقابت های فراگیر می کند. در این رابطه الگوی تجارت نباید به مدت طولانی به بقیه قوانین مسلط شود. تمام قوانین باید در همه نمایندگی های تخصصی بین المللی بی واسطه اعمال شود.

در حال حاضر ما نباید قبل از حل موضوع مالی سرمایه داری که با سیستم و استاندارد خاص خودش به اقتصاد ما تحمیل میشود، هیچ چیز را حل کنیم. گردهمایی های واشینگتن و لندن افول خواهند کرد در تاریخ به عنوان نقطه تحول به شرطی که تعهداتی که اتفاق افتاده بتواند نگاه داشته شود.

در بسیاری از مناطق، لازم خواهد بود که از این هم جلوتر رفت و برای ساخت یک نظام مالی، بیش از اینکه به بورس بازان تکیه کرد به تربیت کارآفرینان اقتصادی همت گمارد. ما باید همه چیز را مد نظر داشته باشیم: نظارت بانک ها، تنظیم آیین نامه ها، تامین کردن سرمایه و قوانین مربوط به دریافتی ها و پرداختی ها، تعیین انواع حق الزحمه ها.

بحران ها فرمانروایی آزادی را در تصورات ما داشته اند. حال زمان آن است که فراتر از آنچه که می توانیم برویم. الان زمان عقب نشینی نیست. ما زمانی برای از دست دادن نداریم. ما در کنار فاجعه حرکت می کنیم، آیا می خواهیم که دوباره خطر کنیم و به داخل آن برویم؟

در حال حاضر من می دانم که در بعضی بخش ها، در بعضی از قسمت های مدیریتی کمی بازار بهتر شده چون محتکران سوداگری می کنند_تنها به قیمت نفت نگاه کنید_و وسوسه هایی برای کاهش دامنه رسیدگی به آنچه که درباره آن تصمیم گیری می شود، وجود دارد. تسلیم شدن در برابر این وسوسه اشتباهی بس خطرناک است.

من خطاب به تمام سران ملت ها و دولت های G20 می گویم: هر کدام از ما مسئولیتی داریم تا پیش از آن که تاریخ درباره تعهد ما مثل گذشته درست از آب در بیابید. شانس ما یک بار برای همیشه است و ما نباید در برابر هرگونه گروه فشاری، هر گونه بوروکراسی یا هر گونه سختگیری تسلیم شویم.

می خواهم به رئیس جمهور ایلات متحده بگویم که آمریکا باید بلندپروازانه تر از همه باشد زیرا این کاری است آمریکا به خوبی از عهده آن بر می آید. نقش آمریکا این است که این حرکت را رهبری کند و این موضوع به این دلیل است که ما از آمریکای ویلسون و آمریکای روزولت انتظارات زیادی داریم.

من می خواهم به تمام کسانی که از تغییرات هراس دارند بگویم که تغییرات برای بالا بردن اطمینان بار دیگر لازم است و بزرگ ترین خطر برای همه ما تن به تغییر ندادن است. من می خواهم به تمام این افراد شکاک بگویم که فرانسه تضمین خواهد کرد که در صورت عدم ترس هیچ مذاکره ای نقض نخواهد شد.

به مذاکرات انجام شده درباره Tobin Tax توجه کنید که تعیین مالیاتی برای جلوگیری از احتکار است. من نمی دانم که آیا این نظر خوبی است. و آیا انجام پذیر است.اما درک اینکه هیچ مذاکره ای درباره Tobin Tax نیست چطور امکان پذیر است؟

من می توانم به شما اطمینان دهم که فرانسه اجازه نخواهد داد که Carbon Tax به آنچه که عوارض احتکار دچار آن شد مبتلا شود چون Carbon Tax با شرایط قبلی برای رقابت منصفانه و انجام تلاش ها به منظور نگهداری از زمین در نظر گرفته شده است.

من می خواهم موضوع ضروری را مطرح کنم و خواستار پاسخ فوری هستم. فرانسه تمایل به مذاکره ای درباره بهسازی نظارت جهانی دارد و همچنین خواستار تمرکز روی تقابل اجتماعی و محیطی مشروط می باشد.

من باید واقعیتی را خاطر نشان کنم که نیاز به پیشرفت به سوی بهسازی از ابتدا تا انتهای سیستم پولی وجود دارد. این کاملا مشخص و مبرهن است که این دنیای کار است که همیشه هزینه های اختلال های پولی جهانی را می پردازد. ما باید این موضوع را تصدیق کنیم که در رقابت نا عادلانه بازارهای دنیا، اسکناس نقش مهمی را ایفا می کند. این موضوعی است که G20 آن را در آینده بررسی خواهد کرد.

من برای مدیرکل ILO دلیل آوردم که در جلسات سران دولت ها و ملت ها و به عنوان سرپرست عمومی IMF و همین طور سرپرست عمومی WTO شرکت کند. من این موضوع را بسیار تعیین کننده می دانم چرا که این حقیقت گواهی می دهد که موضوعات کاری در مرکز مذاکرات جهانی قرار دارند.

و من مایلم که ILO طرح پیشنهادی ویژه ای برای پیشرفت مشاغل بدهد. بحران سال 1930 به ما آموخت که قربانی کردن افرادی که دستمزد می گیرند راه حل واکنش در برابر بحران نیست زیرا ترمیم آن امکان پذیر نمی باشد. فرانسه مایل است که بداند آیا کنفرانس بین المللی کار نتایج معاهده کار جهانی را می پذیرد.

همچنین فرانسه مایل است که بداند معاهده کار جهانی مطرح شده در کمیسیون اشتغال،ILO و بین شرکای اجتماعی، می تواند بستری را برای رسیدن به گام موفقیت آمیز دیگری توسط G20 مهیا سازد. این انقلاب های در شرف وقوع در آیین نامه جهانی ما را ملزم به جداکردن خود از عادات گذشته برای پیشرفت می کند. من ایراداتی را که ممکن است به وجود بیاید یا ترس هایی که ممکن است طرح پیشنهادی من به همراه داشته باشد، دست کم نمی گیرم.

من می دانم که بسیاری از شرکای فرانسوی نمی خواهند از موضع خود عقب نشینی کنند اما باور دارم که این وظیفه فرانسه است که راه را نشان دهد و با تشویق خود باعث پیشرفت مذاکرات شود.

فرانسه نمی تواند این مسیر را به تنهایی طی کند اما اگر این مذاکرات را اکنون در زمانی که بحران همه مارا مجبور به پاسخگویی کرده نداشته باشیم، چه زمانی باید آن را انجام دهیم؟ هیچ گاه.

این باور قلبی من است. پس به کسانی که به کنفرانس کپنهاگ با سوظن و بدگمانی نگاه می کنند، به کسانی که نمی خواهند مطمئن شوند که آیین نامه بزرگی برای IMF وجود دارد، به کسانی که دائما تصویب کنوانسیون ILO را به تاخیر می اندازند، به کسانی که به تشکیل سازمان جهانی به عنوان تهدیدی برای دادوستد آزاد و مانعی برای رشد اقتصادی نگاه می کنند، می خواهم اعلام کنم: تنها چیزی که این افراد نیاز دارند این است که از هیچ چیز نترسند. همان طوری که روزولت در سخنرانی افتتاحیه خود گفت:"تنها چیزی که باید از آن ترسید خود ترس است". این سخن در سال 1933 گفته شد اما هیچ چیز تغییری نکرده است. برای غلبه بر بحران، برای دوباره برقرار کردن اعتماد و درستی، برای انجام اقدامی که در پی آن میلیون ها نفر با امید به آینده نگاه کنند، نیاز است که ما الگوهای پیشرفتمان را تغییر دهیم. نیاز است که ما جهانی سازی را تنظیم کنیم. نیاز است که دموکراسی را، آزادی را و پیشرفت اجتماعی را به یاد آوریم. این ها چیزهایی نیستند که بتوانیم آن ها را هدیه بگیریم.

اجازه می خواهم که از فرانسیس بلانچارد یاد کنم. او در شرح حال خود نوشته که مشکل کار در تعداد زیادی از قراردادهای رسمی و در بطن بسیاری از دستورجلسه ها نیست بلکه چیزی است که دنبال می شود. او اعتقاد داشت که سخنان باید با تعهدات ویژه ای همراه باشد که توانایی غلبه بر موانع در مسیر پیشرفت های قابل ملاحظه را داشته باشد. پیام من ساده است. برای اقدام منتظر زمان مناسب نباشیم. تا زمانی که دیر نشده باید اقدامی کرد. چه دنیایی را برای کودکانمان به جای خواهیم گذاشت اگر توانایی دستیابی به قراردادی در رابطه با ممنوعیت استفاده از گازهای گلخانه ای، در رابطه با اهمیت اساسی آزادی اجتماعی، در رابطه با ممنوعیت کار اجباری، در رابطه با از بین بردن کار کودکان و حذف تبعیض در محیط کار نداشته باشیم.

به مسئولیتی که در مقابل نسل آینده و در مقابل وجدان خود داریم، فکر کنیم. من اطمینان دارم که شما متوجه شدید که فرانسه از وظایف خود عقب نشینی نخواهد کرد.


پذيرش سايت | تماس | نقشه ى سايت | | آمار سايت | بازديد كنندگان : 252 / 403715

 پيگيرى فعاليت سايت fa   پيگيرى فعاليت سايت سازمان‌هاي بين‌المللي   پيگيرى فعاليت سايت سازمان بين‌‌المللي كار (س.ب.ك)   پيگيرى فعاليت سايت كنفرانس‌هاي بين‌المللي كار (ك.ب.ك)   پيگيرى فعاليت سايت نود و هشتمين كنفرانس بين‌المللي كار   پيگيرى فعاليت سايت اسناد نود و هشتمين كنفرانس   ?    |    سايتهاى پيوندى OPML   ?

سايت با اسپيپ درست شده است 2.1.12 + AHUNTSIC

Creative Commons License